وقتی آتشکاری متوقف میشود؛ زنگ خطر برای معادن
گروه: معدن | کد خبر: ۵۷۷۷ | تاریخ: ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۶
حدود ۶ ماه از مطرحشدن بحران کمبود مواد ناریه در بخش معدن میگذرد؛ چالشی که از فروردینماه آغاز شد و با وجود وعدههایی برای واردات، تسریع ترخیص، جابهجایی مواد میان معادن و افزایش ظرفیت تولید داخلی، همچنان بر فعالیت معدنکاران سایه انداخته است. تداوم این وضعیت، کمبود مواد ناریه را از یک مشکل مقطعی به یکی از موانع جدی برنامهریزی تولید معادن تبدیل کرده است.
مواد ناریه یکی از حلقههای کلیدی در فرآیند استخراج، بهویژه در معادن روباز، محسوب میشود. عملیات حفاری و آتشکاری با خردایش توده سنگ، شرایط را برای بارگیری و حمل مواد معدنی فراهم میکند و هرگونه اختلال در تامین این مواد میتواند مراحل بعدی زنجیره استخراج را نیز با مشکل مواجه کند.
بر اساس اطلاعات مطرحشده، در شرایط فعلی کمتر از ۴۰ درصد نیاز کشور به مواد ناریه تامین میشود. همین محدودیت باعث شده برخی معدنکاران برای جلوگیری از توقف کامل تولید، برنامه استخراج خود را تغییر دهند و حتی میزان باطلهبرداری را کاهش دهند؛ رویکردی که میتواند در کوتاهمدت به مدیریت شرایط کمک کند، اما در بلندمدت راهکاری پایدار برای حفظ ظرفیت تولید نخواهد بود.
واردات؛ راهکاری فوری اما ناکافی
در کنار افزایش تولید داخلی، واردات مواد ناریه یکی از راهکارهای مطرح برای عبور از بحران فعلی است. نیاز روزانه معادن حدود ۷۰۰ تن اعلام شده، اما بخشی از محمولههای وارداتی بخش خصوصی همچنان با تاخیر در فرآیند ترخیص مواجه است؛ موضوعی که اثربخشی واردات بهعنوان راهکار فوری را با محدودیت روبهرو کرده است.
از سوی دیگر، توسعه ظرفیت تولید داخلی و افزایش نقش بخش خصوصی در تامین مواد ناریه نیز در دستور کار قرار گرفته است. با این حال، صرف افزایش ظرفیت تولید نمیتواند مشکل را برطرف کند؛ چراکه محصول باید در حجم کافی، با برنامه مشخص و در زمان مورد نیاز به دست معادن برسد.
افزایش هزینه تولید در سایه کاهش آتشکاری
تداوم کمبود مواد ناریه تنها به کاهش یا تغییر برنامه استخراج محدود نمیشود و میتواند هزینههای تولید معدن را نیز افزایش دهد. در صورت کاهش عملیات آتشکاری، وابستگی به تجهیزات مکانیکی برای خردایش و آمادهسازی سنگ بیشتر میشود و این مسئله میتواند مصرف سوخت، استهلاک ماشینآلات و هزینههای تعمیر و نگهداری را بالا ببرد.
کاهش سرعت استخراج نیز در ادامه ممکن است تامین خوراک واحدهای فرآوری و صنایع پاییندست را تحت تاثیر قرار دهد. به این ترتیب، تبعات کمبود مواد ناریه میتواند از محدوده عملیات معدن فراتر رفته و به بخشهای مختلف زنجیره معدن و صنایع معدنی منتقل شود.
ضرورت ایجاد زنجیره تامین پایدار
پس از گذشت حدود ۶ ماه، به نظر میرسد مدیریت این بحران دیگر صرفاً به یک اقدام اضطراری نیاز ندارد. واردات میتواند بخشی از نیاز فوری معادن را پوشش دهد و افزایش ظرفیت تولید داخلی نیز در کاهش شکاف عرضه و تقاضا موثر باشد، اما راهکار اصلی، ایجاد یک زنجیره تامین پایدار، مستمر و قابل پیشبینی برای مواد ناریه است.
در صورت تداوم بیثباتی در تامین، هزینه این کمبود بهتدریج در تمام زنجیره معدن و صنایع معدنی نمایان خواهد شد؛ از افزایش هزینه استخراج و نگهداری تجهیزات گرفته تا احتمال کاهش تولید و محدود شدن خوراک واحدهای فرآوری.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید