فولاد ایران زیر فشار گرانی انرژی و ابهام در تأمین گاز
گروه: فولاد | کد خبر: ۸۱۰۲ | تاریخ: ۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۷
صنعت فولاد ایران در آغاز فصل پاییز با دو مسئله مهم، یعنی افزایش هزینه تأمین انرژی و نگرانی از محدودیت گاز، مواجه شده است. ابهام درباره زمان و میزان اعمال محدودیتهای احتمالی در ماههای آینده نیز شرایط برنامهریزی تولید را دشوارتر کرده و نگرانیها درباره استمرار فعالیت واحدهای فولادی را افزایش داده است.
ایران با وجود برخورداری از ذخایر گسترده گاز طبیعی، در سالهای گذشته نتوانسته ظرفیت تولید و عرضه این حامل انرژی را متناسب با رشد تقاضای بخش خانگی، صنعت و سایر مصرفکنندگان توسعه دهد. از سوی دیگر، آسیبدیدن بخشی از ظرفیت تولید گاز در جریان جنگ و خروج آن از مدار بهرهبرداری، ضرورت مدیریت مصرف و اولویتبندی میان بخشهای مختلف را افزایش داده است.
با این حال، چالش صنایع انرژیبر تنها به کمبود عرضه محدود نمیشود. توسعه بخشهایی از صنعت کشور، از جمله فولاد و صنایع معدنی، طی دهههای گذشته بر پایه دسترسی به انرژی ارزان شکل گرفته است. در این الگو، هزینه پایین انرژی یکی از عوامل اصلی سرمایهگذاری و افزایش ظرفیت تولید بود؛ در حالی که ارتقای بهرهوری، نوسازی فناوری و ارزیابی توجیه اقتصادی بلندمدت، همواره به همان میزان مورد توجه قرار نگرفت.
تغییر شرایط تأمین انرژی اکنون آسیبپذیری این الگو را آشکار کرده است. فعالان زنجیره فولاد نسبت به افزایش نرخ گاز صنعتی، نحوه تخصیص آن و نبود اطمینان از استمرار عرضه انتقاد دارند. این صنعت در ماههای گذشته با محدودیت برق نیز مواجه بوده و احتمال اعمال محدودیت گاز از آبانماه، نگرانیها درباره ادامه فعالیت واحدهای تولیدی را افزایش داده است.
کاهش ناگهانی گازرسانی میتواند به افت تولید، افزایش هزینههای عملیاتی و مالی و کاهش سودآوری بنگاهها منجر شود. این فشار در شرایطی تشدید میشود که تولیدکنندگان با محدودیتهایی در قیمتگذاری و عرضه محصولات نیز مواجهاند. از این رو، علاوه بر مدیریت کمبود انرژی، ضرورت دارد نسبت میان هزینه تولید، شرایط فروش و مسئولیت دولت در قبال سرمایهگذاریهای انجامشده بر مبنای دسترسی به انرژی پایدار مورد بررسی قرار گیرد.
گرانی انرژی و محدودیت دسترسی به برق و گاز
جهاندار شکری، فعال صنعت فولاد، در گفتوگو با رسانهها با اشاره به افزایش قیمت گاز از مردادماه و احتمال افزایش مجدد آن، اظهار کرد که مشکلات انرژی در این صنعت را باید از دو جنبه بررسی کرد؛ نخست، افزایش هزینه تأمین برق و گاز و دوم، محدودیت دسترسی به این حاملها.
به گفته وی، برخی واحدهای صنعتی با وجود برخورداری از ظرفیت مشخص مصرف برق، امکان استفاده کامل از آن را ندارند. برای نمونه، ممکن است کارخانهای به ظرفیت مصرف ۱۰۰ مگاوات برق نیاز داشته باشد، اما در دوره محدودیت تنها بخش کوچکی از این میزان در اختیار آن قرار گیرد؛ مقداری که گاهی صرفاً برای حفظ شرایط عملیاتی تجهیزات کافی است و امکان تولید در سطح معمول را فراهم نمیکند.
شکری افزود: محدودیت برق که در سالهای گذشته بیشتر در فصل تابستان مطرح بود، امسال با پایان فصل گرما نیز ادامه یافته است. این مسئله در کنار نگرانی از محدودیت گاز، فعالیت صنایع فولادی را با ابهام مواجه میکند.
بخشهای احیای مستقیم، ذوب و نورد برای فعالیت مستمر به تأمین پایدار انرژی نیاز دارند. در زنجیره فولاد ایران نیز توسعه واحدهای تولید آهن اسفنجی بر پایه استفاده از گاز طبیعی انجام شده است؛ بنابراین، محدودیت گاز در این واحدها میتواند تولید مواد اولیه مورد نیاز مراحل بعدی را کاهش دهد. همزمان، کمبود برق بر عملکرد واحدهای ذوب و نورد اثر میگذارد و اختلال در هر حلقه، به سایر بخشهای زنجیره منتقل میشود.
پیامدهای فنی محدودیت انرژی در کارخانهها
این فعال صنعت فولاد با اشاره به آثار فنی محدودیت انرژی توضیح داد که توقف تولید لزوماً به معنای توقف کامل مصرف انرژی نیست. در بسیاری از کارخانهها، تجهیزات حرارتی و کورهها باید در محدوده دمایی مشخصی نگهداری شوند تا از آسیبدیدن نسوزها و سایر اجزای فنی جلوگیری شود.
خاموشی کامل یا کاهش نامناسب دما میتواند هزینه تعمیرات و راهاندازی مجدد را افزایش دهد. به همین دلیل، حتی زمانی که تأمین انرژی برای تولید کافی نیست، کارخانه ناچار است بخشی از انرژی را برای حفظ وضعیت عملیاتی تجهیزات مصرف کند؛ بدون آنکه محصول متناسبی تولید شود.
این وضعیت هزینه انرژی به ازای هر واحد محصول را افزایش میدهد. در نتیجه، محدودیت برق و گاز از یک طرف حجم تولید را کاهش میدهد و از طرف دیگر، بهای تمامشده محصولات را بالا میبرد.
شکری با اشاره به احتمال تشدید محدودیت گاز در ماههای آینده گفت هنوز میزان دقیق محدودیتها مشخص نیست، اما صنایع باید برای مواجهه با شرایط دشوار تأمین انرژی آماده باشند. به اعتقاد وی، سیاستگذار باید وضعیت عرضه برق و گاز را بهصورت شفاف اعلام کند؛ زیرا تعیین قیمت انرژی بدون مشخصبودن میزان دسترسی صنایع به آن، امکان برنامهریزی مؤثر را از تولیدکنندگان میگیرد.
افزایش هزینه انرژی در کنار محدودیت قیمت فروش
شکری با تفکیک مسئله افزایش قیمت انرژی از کمبود عرضه آن اظهار کرد: اگر قرار است برق و گاز با نرخ بالاتری در اختیار صنایع قرار گیرد، باید امکان تأمین این حاملها به میزان مورد نیاز نیز وجود داشته باشد. افزایش قیمت در شرایطی که محدودیت مصرف برقرار است، بهتنهایی نمیتواند مشکل تولید را برطرف کند.
وی با اشاره به تورم و کاهش ارزش پول ملی افزود: افزایش هزینه انرژی و سایر نهادهها بر قیمت تمامشده محصولات اثر میگذارد و نمیتوان انتظار داشت که این تغییرات هیچ تأثیری بر قیمت کالاهای نهایی نداشته باشد.
به گفته این فعال صنعت فولاد، دشواری زمانی بیشتر میشود که تولیدکننده از یک سو با افزایش هزینه برق و گاز مواجه باشد و از سوی دیگر، به دلیل مقررات قیمتگذاری و ضوابط عرضه در بورس کالا نتواند افزایش هزینهها را بهطور کامل در قیمت فروش منعکس کند. در چنین شرایطی، بخش عمده فشار مالی بر حاشیه سود تولیدکننده باقی میماند.
وی تأکید کرد بررسی سیاست افزایش قیمت انرژی باید با درنظرگرفتن آثار آن بر کل زنجیره تولید و قیمت محصول نهایی انجام شود. در غیر این صورت، افزایش هزینهها بدون امکان جبران از محل فروش، میتواند فعالیت اقتصادی واحدها را با زیان یا سودآوری محدود مواجه کند.
شکری همچنین خاطرنشان کرد که افزایش هزینه سوخت تنها صنایع فولادی را تحت تأثیر قرار نمیدهد و نیروگاههای خصوصی نیز با رشد هزینه تأمین گاز مواجهاند. افزایش هزینه سوخت نیروگاهها میتواند بر فعالیت آنها و در نهایت بر هزینه تأمین برق برای صنایع و سایر مصرفکنندگان اثر بگذارد. از این رو، سیاستگذاری انرژی باید ارتباط میان تولیدکنندگان انرژی، صنایع مصرفکننده و مصرفکنندگان نهایی را در نظر بگیرد.
محدودیت انرژی و خطر کاهش تولید در زنجیره فولاد
این فعال صنعت فولاد با اشاره به شرایط اقتصادی برخی واحدها گفت تداوم محدودیت انرژی، افزایش قیمت حاملها و محدودیت فروش محصولات، توان بنگاهها برای ادامه فعالیت و سرمایهگذاری را کاهش میدهد. به گفته وی، برخی واحدهای تولیدی در شرایط فعلی با زیان یا سودآوری اندک فعالیت میکنند و ادامه این وضعیت میتواند آنها را به کاهش تولید یا توقف خطوط تولید سوق دهد.
کاهش فعالیت کارخانهها علاوه بر تأثیر بر عرضه محصولات، پیامدهایی برای اشتغال صنعتی نیز خواهد داشت. از سوی دیگر، افت تولید در حلقههای ابتدایی زنجیره میتواند عرضه مواد اولیه را محدود و هزینه تولید در مراحل بعدی را افزایش دهد.
شکری برای تشریح این موضوع به بازار آهن اسفنجی اشاره کرد و گفت محدودیت گاز در واحدهای احیای مستقیم میتواند عرضه این محصول را کاهش دهد. در چنین شرایطی، معاملات بورس کالا ممکن است با تغییر زمان عرضه، ابطال یا عرضه مجدد محمولهها مواجه شود و قیمتهای عرضه نیز تحت تأثیر شرایط بازار قرار گیرد.
کاهش تولید آهن اسفنجی به همین محصول محدود نمیماند و میتواند فعالیت واحدهای ذوب و تولید محصولات نهایی فولادی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. وابستگی متقابل حلقههای زنجیره فولاد سبب میشود اختلال در تأمین انرژی یک بخش، به کاهش عرضه و افزایش هزینه در بخشهای دیگر منجر شود.
این فعال صنعت فولاد در پایان بر ضرورت هماهنگی میان سیاستهای انرژی و صنعتی تأکید کرد. به اعتقاد وی، دسترسی قابل پیشبینی به برق و گاز، تناسب هزینههای تولید با شرایط فروش و شفافیت در تصمیمگیریهای دولت از عوامل مؤثر بر تداوم فعالیت واحدهای فولادی است. ادامه وضعیت کنونی میتواند علاوه بر کاهش تولید، اشتغال و سرمایهگذاری صنعتی را تحت فشار قرار دهد و آثار خود را در بازار محصولات فولادی نیز نشان دهد.
منبع: دنیای معدن
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید