کمبود مواد ناریه و سوخت چالش تازه معادن و زنجیره فولاد ایران
گروه: معدن | کد خبر: ۸۰۵۶ | تاریخ: ۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۷
فعالیت معادن به دسترسی مستمر به تجهیزات، نیروی انسانی، انرژی و مواد موردنیاز عملیات استخراج وابسته است. در این میان، مواد ناریه از نهادههای ضروری برای حفاری و آتشباری به شمار میروند و اختلال در تامین آنها میتواند برنامه تولید معادن را با مشکل روبهرو کند.
در ماههای اخیر، محدودیت تامین مواد اولیه تولید مواد ناریه، بهویژه نیترات آمونیوم، به یکی از موانع فعالیت معدن کاران تبدیل شده است. واردات نیز تاکنون نتوانسته بهسرعت کمبود عرضه داخلی را جبران کند.
سیدحجت زینلی، مدیرعامل شرکت مس کاوان، پیشتر از کاهش عملیات معدنکاری در یکی از معادن زیرمجموعه این شرکت از حدود ۷۰۰ هزار تن به ۱۰۰ هزار تن در ماه خبر داده بود. این تغییر، بیانگر تاثیر محدودیت تامین نهادهها بر میزان استخراج است.
کاهش عملیات معدنکاری علاوه بر افت تولید، هزینه تمامشده فعالیت را نیز افزایش میدهد. هزینههای مربوط به نیروی انسانی، ماشینآلات، پیمانکاران و زیرساختها باید روی حجم کمتری از محصول سرشکن شود. به این ترتیب، حتی معادنی که از ذخایر مناسب و تجهیزات کافی برخوردارند، در صورت نبود مواد ناریه نمیتوانند از تمام ظرفیت خود استفاده کنند.
واردات و توزیع؛ دو بخش از مسئله تامین مواد ناریه
تامین مواد ناریه به دلیل ماهیت این محصولات، تابع ضوابط و مجوزهای خاص است. ازاینرو، صدور مجوز واردات بهتنهایی نمیتواند نیاز فوری معادن را برطرف کند و فرایند خرید، حملونقل، ترخیص و توزیع نیز باید بهموقع انجام شود.
بهرام شکوری، رئیس کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران، پیشتر درباره فاصله میان میزان تامین مواد ناریه و نیاز معادن هشدار داده بود. همچنین بهادر احرامیان، عضو کمیسیون معدن اتاق ایران، در گفتوگو با روزنامه دنیای اقتصاد از فشار کمبود بر معادن کوچک و احتمال توقف فعالیت برخی از این واحدها خبر داده بود.
در چنین شرایطی، معادن بزرگ به دلیل برخورداری از منابع مالی بیشتر، قراردادهای تامین یا امکان ذخیرهسازی ممکن است بخشی از محدودیتها را مدیریت کنند؛ اما واحدهای کوچک معمولا توان کمتری برای تحمل وقفههای طولانی در تولید دارند. کاهش درآمد در کنار استمرار هزینههای ثابت میتواند فعالیت این معادن را با دشواری مواجه کند.
از این رو، علاوه بر افزایش عرضه مواد ناریه، توزیع متناسب با نیاز عملیاتی معادن و ایجاد امکان برنامهریزی برای تامین مستمر این نهاده نیز اهمیت دارد.
کاهش سهمیه گازوئیل و نگرانی درباره ایمنی معادن زغالسنگ
محدودیت سوخت، یکی دیگر از عواملی است که فعالیت معادن را تحت تاثیر قرار داده است. این مسئله در معادن زغالسنگ، بهویژه واحدهای زیرزمینی، به دلیل وابستگی برخی تجهیزات و سامانههای تهویه به برق تولیدشده توسط دیزلژنراتورها، اهمیت بیشتری دارد.
سیستم تهویه در معادن زیرزمینی برای کنترل گازهای خطرناک و فراهم کردن شرایط ایمن فعالیت کارگران ضروری است. در برخی مناطق معدنی، از جمله طبس و بخشهایی از البرز، تامین مستمر گازوئیل برای فعالیت تجهیزات تولید برق میتواند در استمرار عملکرد این سامانهها نقش داشته باشد.
سعید صمدی، دبیر انجمن زغالسنگ ایران، در گفتوگو با خبرگزاری تسنیم اعلام کرده است که سهمیه گازوئیل معادن زغالسنگ از ابتدای تیرماه ۴۰ درصد کاهش یافته است. به گفته او، این محدودیت میتواند فعالیت سیستمهای تهویه را در بخشی از ساعات با مشکل مواجه کند؛ درحالیکه تهویه معادن زیرزمینی حتی در زمان توقف فعالیت استخراج نیز باید ادامه داشته باشد.
در این شرایط، ارزیابی نیاز سوخت معادن باید علاوه بر میزان تولید، الزامات ایمنی را نیز در نظر بگیرد. محدودیت در تامین سوخت سامانههای حیاتی میتواند فراتر از کاهش ساعات کاری، بر شرایط ایمن فعالیت کارگران اثر بگذارد.
تاثیر محدودیت استخراج بر تامین خوراک صنعت فولاد
زغالسنگ یکی از مواد اولیه موردنیاز در مسیر تولید فولاد به روش کوره بلند است و از طریق تبدیل به کک در فرایند تولید مورد استفاده قرار میگیرد. بنابراین، کاهش استخراج داخلی این ماده معدنی میتواند تامین خوراک واحدهای وابسته را دشوارتر کند؛ بهویژه اگر امکان واردات نیز با محدودیت روبهرو باشد.
دبیر انجمن زغالسنگ ایران در اظهارات خود به افزایش نیاز صنایع فولادی به زغالسنگ داخلی و همزمانی آن با محدودیت سوخت معادن اشاره کرده است. این وضعیت نشان میدهد افزایش تقاضا برای مواد معدنی، بدون فراهم بودن شرایط تولید و استخراج، لزوما به رشد عرضه داخلی منجر نمیشود.
در سایر بخشهای معدنی نیز افت استخراج میتواند میزان مواد اولیه در دسترس واحدهای فرآوری را کاهش دهد و بر برنامه تولید صنایع پاییندستی اثر بگذارد. شدت این پیامد به نوع ماده معدنی، موجودی انبارها و امکان تامین از منابع جایگزین بستگی دارد؛ با این حال، تداوم اختلال در استخراج میتواند هزینه تامین مواد اولیه را در بخشهای مختلف زنجیره افزایش دهد.
نبود اطمینان در تامین نهادهها و دشواری برنامهریزی تولید
یکی از چالشهای معدنکاران، نامشخص بودن زمان و میزان دسترسی به مواد ناریه و سوخت است. برنامههای استخراج، قراردادهای فروش، تعهدات پیمانکاری و زمانبندی حملونقل بر مبنای استمرار فعالیت تنظیم میشوند و تغییرات پیشبینینشده در تامین نهادهها میتواند اجرای این برنامهها را مختل کند.
این وضعیت برای معادن کوچک که منابع نقدینگی محدودتری دارند، فشار بیشتری ایجاد میکند. کاهش تولید در کنار هزینههای جاری ممکن است به توقف فعالیت یا خارج شدن بخشی از ظرفیت استخراج از مدار منجر شود.
برای کاهش این محدودیتها، تامین پایدار مواد اولیه تولید مواد ناریه، تقویت ظرفیت تولید داخلی و استفاده از واردات در چارچوب ضوابط قانونی باید بهصورت همزمان دنبال شود. در بخش سوخت نیز بازبینی سهمیهها بر اساس نیاز واقعی معادن و اولویت دادن به تجهیزات مرتبط با ایمنی، از جمله سیستمهای تهویه معادن زغالسنگ، میتواند به استمرار فعالیت کمک کند.
همچنین، در دورههایی که محدودیت تامین نهادهها خارج از کنترل معدنکاران است، بررسی امکان مهلتدهی در پرداخت حقوق دولتی و تعهدات مالیاتی و بیمهای میتواند از فشار بر نقدینگی این واحدها بکاهد. با این حال، حمایتهای مالی بهتنهایی جایگزین تامین مستمر مواد ناریه و سوخت نخواهد شد.
در مجموع، تداوم فعالیت معادن به فراهم بودن زیرساختها و نهادههای موردنیاز تولید وابسته است. تا زمانی که تامین مواد ناریه و سوخت با محدودیت مواجه باشد، افزایش ظرفیت اسمی معادن لزوما به افزایش استخراج واقعی منجر نمیشود. رفع این موانع میتواند به حفظ ظرفیت تولید، پایداری تامین مواد اولیه صنایع معدنی و کاهش فشار بر زنجیره فولاد کمک کند.
منبع: دنیای معدن
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید