زنجیره ارزش مس زیر ذرهبین؛ چرا ثروت معدنی ایران به محصولات صنعتی تبدیل نمیشود؟
گروه: معدن | کد خبر: ۷۸۵۱ | تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۲
اظهارات محمدعلی طالبی، استاندار کرمان، درباره جایگاه شرکت ملی صنایع مس ایران در زنجیره تولید و فروش مواد معدنی، بار دیگر موضوع توسعه صنایع پاییندستی و نحوه بهرهبرداری اقتصادی از ذخایر مس کشور را به کانون توجه بازگردانده است.
طالبی در نشست شورای معادن استان کرمان در ۲۲ مهر ۱۴۰۵، شرکت ملی صنایع مس ایران را بزرگترین خامفروش مواد معدنی کشور توصیف کرد و با اشاره به تمرکز فعالیت این شرکت بر تولید کنسانتره و کاتد، بر ضرورت تکمیل حلقههای مفقوده زنجیره ارزش تأکید کرد. او همچنین توسعه صنایع تکمیلی در بخش آهن و فولاد استان را ضروری دانست.
این اظهارات، پرسش مهمی را درباره سهم ایران از ارزش اقتصادی ذخایر مس مطرح میکند؛ اینکه کشور تا چه اندازه توانسته است از مرحله استخراج و فرآوری اولیه عبور کند و در تولید محصولات صنعتی با ارزش افزوده بیشتر جایگاه مناسبی به دست آورد.
البته از منظر فنی، تولید کنسانتره و کاتد را نمیتوان بهطور کامل معادل استخراج و فروش ماده معدنی خام دانست. کنسانتره محصول فرآوری اولیه سنگ معدن است و کاتد مس نیز پس از طی مراحل صنعتی و پالایش به دست میآید. ازاینرو، ارزیابی دقیق عملکرد شرکت ملی مس در این زمینه، مستلزم بررسی ترکیب تولید، سهم محصولات مختلف در فروش داخلی و صادرات و میزان توسعه صنایع پاییندستی است.
با وجود این، انجام فرآوری اولیه بهتنهایی به معنای تکمیل زنجیره ارزش نیست. ممکن است یک کشور در استخراج، تغلیظ و پالایش مس ظرفیت قابلتوجهی داشته باشد، اما همچنان در تولید محصولات نهایی و قطعات صنعتی پیشرفته، با محدودیت مواجه باشد.
توسعه زنجیره مس؛ فرصتی برای افزایش ارزش افزوده
مس به دلیل کاربرد گسترده در صنایع برق، ساختمان، الکترونیک، ماشینآلات و تجهیزات انرژیهای تجدیدپذیر، از ظرفیت بالایی برای توسعه فعالیتهای صنعتی برخوردار است. تولید سیم و کابل، مفتول، ورق، لوله، آلیاژهای مسی و قطعات تخصصی از جمله بخشهایی هستند که میتوانند پیوند میان صنعت معدن و سایر بخشهای اقتصادی را تقویت کنند.
گسترش هدفمند این فعالیتها، علاوه بر ایجاد فرصتهای شغلی تخصصی، میتواند زمینه انتقال دانش فنی، توسعه شرکتهای مهندسی و شکلگیری شبکهای از تولیدکنندگان و تأمینکنندگان داخلی را فراهم کند. همچنین حضور در بازار محصولات صنعتی، در صورت برخورداری از مزیت رقابتی، امکان متنوعسازی درآمدهای صادراتی را افزایش میدهد.
در مقابل، وابستگی بیش از اندازه به فروش مواد اولیه و محصولات با فرآوری محدود، درآمدهای صادراتی را در معرض نوسانات قیمت جهانی فلزات و تغییرات هزینههای تولید قرار میدهد. توسعه محصولات صنعتی میتواند به کاهش این وابستگی کمک کند؛ هرچند افزایش مراحل تولید لزوماً به معنای سود بیشتر نیست.
احداث واحدهای پاییندستی به سرمایهگذاری، فناوری، نیروی انسانی متخصص و بازار فروش پایدار نیاز دارد. اگر هزینه تولید بالا باشد یا تقاضای کافی برای محصول وجود نداشته باشد، ایجاد ظرفیت جدید ممکن است به افزایش هزینهها و شکلگیری واحدهای کمبازده منجر شود.
بنابراین، هدف اصلی نباید توسعه تمام حلقههای زنجیره به هر قیمت باشد؛ بلکه باید بخشهایی شناسایی شوند که با توجه به توان صنعتی ایران، دسترسی به مواد اولیه و شرایط بازار، امکان ایجاد ارزش اقتصادی پایدار را دارند.
تجربه جهانی؛ ذخایر معدنی بهتنهایی مزیت صنعتی ایجاد نمیکنند
نگاهی به بازار جهانی مس نشان میدهد که جایگاه کشورها در این صنعت صرفاً با میزان ذخایر یا حجم استخراج تعیین نمیشود. بر اساس دادههای مورد اشاره در گزارش کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۵، شیلی و پرو بهترتیب حدود ۲۶ و ۲۱ درصد از صادرات جهانی سنگ معدن و کنسانتره مس را در اختیار داشتهاند. در همین حال، چین با برخورداری از ظرفیت گسترده فرآوری و پالایش، نقش مهمی در تبدیل مواد معدنی به محصولات مورد استفاده صنایع ایفا میکند.
این مقایسه نشان میدهد که صادرات سنگ معدن و کنسانتره بهخودیخود نشانه ضعف اقتصادی نیست. شیلی و پرو از بازیگران اصلی صنعت مس جهان به شمار میروند و صادرات مواد معدنی بخشی از ساختار اقتصادی آنهاست. در مقابل، ظرفیتهای گسترده فرآوری و ارتباط با صنایع مصرفکننده، به چین امکان داده است جایگاه مهمی در بخشهای مختلف زنجیره تولید مس به دست آورد.
در نتیجه، رقابت در بازار مس تنها به دسترسی به ذخایر و افزایش استخراج محدود نمیشود. فناوری، مقیاس تولید، هزینه انرژی، زیرساخت حملونقل، بهرهوری و دسترسی به بازار محصولات نهایی نیز در تعیین مزیت رقابتی کشورها نقش دارند.
برای ایران نیز مسئله اصلی این است که چگونه میتوان در کنار حفظ ظرفیتهای معدنی و تولید محصولات پایه، سهم بیشتری از بازار محصولات مسی مورد نیاز صنایع برق، ساختمان و تجهیزات صنعتی را به دست آورد.
مسیر پیشروی شرکت ملی مس برای تکمیل زنجیره ارزش
نخستین گام برای ارزیابی وضعیت زنجیره مس، ارائه تصویری شفاف از تولید و فروش محصولات مختلف است. سهم کنسانتره، کاتد و محصولات پاییندستی در تولید، فروش داخلی و صادرات باید مشخص شود. همچنین لازم است ظرفیتهای موجود، میزان بهرهبرداری از کارخانهها و موانع توسعه حلقههای تکمیلی، از جمله کمبود سرمایه، فناوری، زیرساخت یا بازار، بهصورت دقیق بررسی شوند.
در مرحله بعد، شناسایی بازارهای هدف اهمیت دارد. توسعه تولید سیم و کابل، مفتول، ورق، لوله، آلیاژها و قطعات صنعتی باید بر اساس نیاز واقعی مصرفکنندگان داخلی و فرصتهای صادراتی صورت گیرد. افزایش تعداد کارخانهها بدون توجه به تقاضا و توان رقابت با محصولات خارجی، لزوماً به تقویت صنعت مس منجر نخواهد شد.
در این مسیر، شرکتهای خصوصی متخصص نیز میتوانند نقش مهمی ایفا کنند. تقسیم کار میان شرکت ملی مس، تولیدکنندگان پاییندستی و مجموعههای دانشبنیان، در صورت برخورداری از سازوکار مناسب تأمین مواد اولیه و دسترسی به بازار، میتواند به توسعه کارآمدتر زنجیره تولید کمک کند.
از سوی دیگر، سرمایهگذاری در صنایع پاییندستی نباید به تضعیف بخش معدن و فرآوری اولیه منجر شود. توسعه اکتشاف، تأمین پایدار خوراک، نوسازی تجهیزات و افزایش بهرهوری، همچنان از نیازهای اساسی شرکت ملی مس است. انتقال نامتوازن منابع از بخش بالادستی به صنایع تکمیلی، بدون توجه به الزامات تولید آینده، ممکن است در بلندمدت تأمین مواد اولیه را با چالش مواجه کند.
همچنین سیاستهای قیمتگذاری مواد اولیه باید بهگونهای تنظیم شوند که هم انگیزه سرمایهگذاری در بخش معدن و تولید کاتد حفظ شود و هم صنایع پاییندستی بتوانند مواد اولیه مورد نیاز خود را با شرایط رقابتی تأمین کنند. تحمیل قیمتهای غیرواقعی یا ایجاد انحصار در هر یک از حلقهها میتواند کارایی کل زنجیره را کاهش دهد.
توسعه صنایع مسی در کرمان؛ ضرورت توجه به زیرساختها
برای استان کرمان، توسعه زنجیره ارزش مس میتواند فراتر از افزایش ظرفیت تولید در معادن باشد و به گسترش ارتباط میان واحدهای معدنی، شهرکهای صنعتی، مراکز آموزشی و شرکتهای مهندسی کمک کند. با این حال، وجود ذخایر بزرگ معدنی بهتنهایی تضمینکننده استقرار اقتصادی تمام حلقههای تولید در این استان نیست.
مکانیابی واحدهای جدید باید بر اساس عواملی مانند دسترسی به آب و انرژی، هزینه حملونقل، زیرساختهای صنعتی، نیروی انسانی متخصص و نزدیکی به بازارهای مصرف انجام شود. احداث واحدهای آببر یا انرژیبر در مناطقی که با محدودیت زیرساختی روبهرو هستند، میتواند هزینه تولید را افزایش دهد و توجیه اقتصادی طرحها را تحت تأثیر قرار دهد.
در مقابل، برخی فعالیتهای پاییندستی مانند تولید قطعات و تجهیزات تخصصی مسی، در صورت طراحی متناسب با شرایط منطقه، میتوانند فرصت مناسبی برای افزایش اشتغال صنعتی و تقویت توان فنی استان ایجاد کنند. تحقق این هدف به مطالعات امکانسنجی دقیق، تأمین مالی پایدار و اطمینان از وجود بازار فروش نیاز دارد.
در مجموع، اظهارات استاندار کرمان میتواند زمینهای برای بررسی دقیقتر عملکرد زنجیره مس و شناسایی فرصتهای توسعه صنعتی باشد؛ اما قضاوت درباره خامفروشی شرکت ملی مس نیازمند دادههای روشن درباره ترکیب محصولات، الگوی فروش و سهم صنایع پاییندستی است.
معیار موفقیت در این حوزه، صرفاً افزایش تعداد مراحل فرآوری یا احداث کارخانههای جدید نیست؛ بلکه باید میزان ارزش اقتصادی ایجادشده، بازده سرمایهگذاری، رشد صادرات محصولات رقابتپذیر و توان شکلگیری بنگاههای پایدار مورد ارزیابی قرار گیرد.
ایران برای بهرهبرداری مؤثرتر از ذخایر مس خود، به راهبردی متوازن نیاز دارد؛ راهبردی که ضمن حفظ سرمایهگذاری در معدن و تولید محصولات پایه، حلقههای سودآور زنجیره را شناسایی کند و موانع توسعه صنایع تکمیلی را برطرف سازد. در چنین شرایطی، ظرفیت معدنی کشور میتواند به پشتوانهای برای توسعه صنعتی و ایجاد ارزش افزوده پایدار تبدیل شود.
منبع: فولاد نیوز
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید