پسماند به مواد اولیه صنایع تبدیل میشود؛ ضرورت تقویت زنجیره بازیافت
گروه: معدن | کد خبر: ۶۹۰۵ | تاریخ: ۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۴
افزایش محدودیتهای وارداتی، دشواری دسترسی به ارز و نوسانات هزینه مواد اولیه، اهمیت استفاده از پسماند های قابلبازیافت را برای صنایع بیش از گذشته افزایش داده است. با این حال، ضعف در تفکیک و جمعآوری، کمبود خوراک، نبود استانداردهای کافی و ساماننیافتگی بازار همچنان مانع بازگشت بخش قابلتوجهی از مواد مصرفشده به چرخه تولید است.
کارشناسان معتقدند چالش اصلی صنعت بازیافت لزوماً کمبود ظرفیت فرآوری نیست، بلکه ضعف ارتباط میان حلقههای مختلف زنجیره است؛ از تفکیک و جمعآوری پسماند گرفته تا فرآوری، استانداردسازی و مصرف مجدد در واحدهای صنعتی.
در شرایطی که تأمین مواد اولیه به یکی از عوامل اثرگذار بر هزینه تمامشده تولید تبدیل شده، استفاده مجدد از موادی مانند پلاستیک، شیشه، کاغذ و فلزات میتواند بخشی از نیاز صنایع را از منابع داخلی تأمین کند. این موضوع بهویژه برای صنایعی مانند بستهبندی، غذایی، شیمیایی و بخشهای وابسته به مواد اولیه اهمیت دارد.
پسماند؛ نهادهای برای تولید دوباره
اقتصاد چرخشی بر همین اساس شکل میگیرد؛ یعنی پسماند به جای آنکه پایان چرخه مصرف باشد، پس از جمعآوری و فرآوری به ماده اولیهای برای تولید محصولات جدید تبدیل شود. چنین رویکردی میتواند در شرایط افزایش هزینه یا محدودیت دسترسی به مواد اولیه وارداتی، بخشی از فشار هزینهای تولیدکنندگان را کاهش دهد.
با این حال، توسعه اقتصاد چرخشی تنها با افزایش میزان جمعآوری پسماند محقق نمیشود و به یک زنجیره منسجم از تفکیک از مبدأ، جمعآوری، فرآوری، استانداردسازی و مصرف صنعتی نیاز دارد. در ایران همچنان فاصله قابلتوجهی میان تولید پسماند و بازگشت آن به چرخه تولید وجود دارد.
از این منظر، توسعه صنعت بازیافت را میتوان علاوه بر یک سیاست زیستمحیطی، بخشی از راهبرد تأمین مواد اولیه و کاهش وابستگی به منابع خارجی دانست؛ مشروط بر اینکه زیرساخت، استاندارد و بازار مصرف متناسب با آن شکل گیرد.
ضرورت تغییر نگاه به بازیافت
سید امین صدرنژاد، عضو کمیسیون توسعه پایدار و محیطزیست اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد نسبت به صنعت بازیافت اظهار کرد: بازیافت نباید صرفاً از منظر محیطزیستی دیده شود، بلکه باید آن را بخشی از زنجیره تأمین مواد اولیه و یک موضوع اقتصادی و صنعتی در نظر گرفت.
به گفته او، در سیاستگذاری برای کاهش مصرف کیسههای پلاستیکی نیز صرفاً ممنوعیت و محدودیت مصرف کافی نیست و همزمان باید ظرفیت بازیافت پلیمرها توسعه یابد. بازگرداندن مواد پلیمری مصرفشده به چرخه تولید میتواند ضمن کاهش مصرف مواد اولیه جدید، ارزش اقتصادی بیشتری برای پسماند ایجاد کند.
صدرنژاد همچنین از پیگیری بازنگری استانداردهای مواد بازیافتی با همکاری بخش خصوصی و سازمان ملی استاندارد خبر داد و گفت استانداردهای موجود در حوزه قراضه فلزات عمدتاً بر نیاز فولادسازان متمرکز است و باید نیاز صنایع ریختهگری نیز در این استانداردها مورد توجه قرار گیرد.
وی درباره کاغذ و مقوا نیز به خلأهای موجود در استانداردگذاری موادی مانند آخال و پوشال اشاره کرد و افزود واردات ضایعات سلولزی از کشورهای همسایه و فرآوری آن در داخل میتواند به ایجاد ارزش افزوده و اشتغال و همچنین کاهش مصرف آب و فشار بر منابع طبیعی کمک کند.
بازیافت؛ مکمل واردات، نه جایگزین کامل آن
صدرنژاد درباره مشوقهای قانونی صنعت بازیافت گفت: مشکل اصلی در بسیاری از موارد نبود قانون نیست، بلکه نحوه اجرای مقررات حمایتی است. برای نمونه، بر اساس ماده ۵ قانون کمک به ساماندهی پسماندهای عادی، زنجیره ارزش ثانویه شامل تفکیک از مبدأ، جمعآوری، پردازش، بازیافت و دفع مشمول معافیت از مالیاتهای مستقیم شده است.
به گفته وی، با وجود صراحت این حکم، اجرای آن در سالهای گذشته با تفسیرها و مشکلات مختلف همراه بوده است. او تأکید کرد توسعه بازیافت به معنای حذف کامل واردات مواد اولیه نیست و میزان جایگزینی مواد بازیافتی با مواد وارداتی در صنایع مختلف متفاوت خواهد بود.
صدرنژاد با اشاره به صنعت بستهبندی و PET گفت تولید داخلی و واردات هر دو در تأمین نیاز این بازار نقش دارند و مجموع این منابع نیز بهسختی پاسخگوی تقاضای داخلی است. در عین حال، بخش قابلتوجهی از محصولات پلیمری پس از مصرف امکان بازگشت به چرخه بازیافت را دارند.
وی برآورد کرد بیش از ۹۰ درصد PET در نهایت وارد چرخه بازیافت میشود، هرچند برای ارزیابی دقیق باید میان بازار رسمی و غیررسمی تفکیک قائل شد. از نگاه او، در بسیاری از بخشها مسئله اصلی کمبود ظرفیت بازیافت نیست، بلکه کمبود خوراک است؛ موضوعی که در فلزات، روغن، کاغذ و مقوا نیز قابل مشاهده است.
صدرنژاد تأکید کرد برای تبدیل بازیافت به یکی از پایههای اقتصاد چرخشی، تمامی حلقههای زنجیره از تفکیک و جمعآوری تا استانداردگذاری، فرآوری و مصرف صنعتی باید تقویت شوند.
ساماندهی بازار مواد بازیافتی ضروری است
پویانه آقاپور، فعال حوزه صنایع بازیافت، نیز با اشاره به مشکلات تأمین مواد اولیه در صنایع پلیمری گفت صنعت بازیافت میتواند بخشی از نیاز صنایع را پوشش دهد، اما سهم قابلتوجهی از این صنعت همچنان به شکل کارگاهی فعالیت میکند و توسعه آن نیازمند ساماندهی بازار و ایجاد زیرساختهای لازم است.
وی شناسایی مواد بازیافتی در نظام آماری، تسهیل واردات برخی مواد اولیه و استانداردسازی گریدهای بازیافتی را از نیازهای اصلی این بخش دانست و افزود با افزایش مصرف مواد بازیافتی در صنایعی مانند خودرو و نساجی، تعیین کیفیت و کاربرد هر گرید اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
آقاپور تأکید کرد استانداردگذاری مواد بازیافتی باید علاوه بر کیفیت و عملکرد در فرآیند تولید، الزامات بهداشتی و محیطزیستی را نیز در نظر بگیرد و تدوین استانداردها با مشارکت تولیدکنندگان و مصرفکنندگان انجام شود.
وی همچنین با اشاره به محدودیت تأمین مواد اولیه پتروشیمی گفت آسیب به برخی واحدهای پتروشیمی و دشواری دسترسی به مواد اولیه، ضرورت بازگرداندن بخشی از مواد مصرفشده به چرخه تولید را افزایش داده است.
به گفته آقاپور، یکی از طرحهای در دست پیگیری، استفاده از مواد بازیافتی برای تولید پالت و برخی اقلام مورد استفاده در صنعت پتروشیمی است؛ محصولاتی که حساسیتهای بهداشتی برخی دیگر از محصولات پلیمری را ندارند. این انجمن در حال مذاکره با شرکت صنایع پتروشیمی برای اجرای آزمایشی این طرح در چند شرکت است.
جمعآوری و تفکیک؛ گلوگاه اصلی بازیافت
آقاپور درباره امکان جایگزینی مواد پلیمری وارداتی با مواد بازیافتی در صنعت بستهبندی اظهار کرد آمار رسمی و جامعی برای تعیین میزان دقیق این جایگزینی وجود ندارد، اما برآوردها نشان میدهد در صورت عملکرد مناسب زنجیره، بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد برخی مواد بستهبندی قابلیت بازگشت به چرخه تولید را دارند.
وی معتقد است محدودیت اصلی در این بخش، ظرفیت فرآوری نیست، بلکه ضعف در جمعآوری و تفکیک است. هرچه پسماند در زمان جمعآوری تمیزتر و تفکیکشدهتر باشد، امکان فرآوری و استفاده مجدد از آن افزایش پیدا میکند.
آقاپور با اشاره به شرایط تهران، کیفیت پایین تفکیک و جمعآوری پسماند را یکی از مشکلات اصلی این کلانشهر دانست و گفت بخشی از این چالش به شیوه مدیریت پسماند عادی و تعارضهای موجود در فرآیند جمعآوری مربوط میشود.
شفافیت آماری؛ پیششرط توسعه اقتصاد چرخشی
این فعال حوزه بازیافت همچنین نبود کدهای مشخص آیسیک برای مواد بازیافتی و ساماننیافتن تجارت این مواد را از دیگر مشکلات این صنعت عنوان کرد و گفت با تعریف کدهای آماری مشخص، امکان رصد دقیقتر تولید و مصرف مواد بازیافتی فراهم خواهد شد.
به گفته آقاپور، تجارت خارجی این مواد نیز به هماهنگی بیشتر میان گمرک و سازمان حفاظت محیطزیست نیاز دارد.
در مجموع، توسعه اقتصاد چرخشی در صنایع ایران تنها به افزایش ظرفیت بازیافت محدود نمیشود؛ بلکه به ساماندهی کل زنجیره، از تفکیک و جمعآوری پسماند تا استانداردسازی، فرآوری، ایجاد بازار شفاف و مصرف مجدد در صنایع نیاز دارد. تقویت این حلقهها میتواند در شرایط محدودیت واردات و دشواری تأمین مواد اولیه، بخشی از نیاز صنایع را از منابع داخلی پاسخ دهد و تابآوری زنجیره تأمین را افزایش دهد.
منبع: دنیای اقتصاد
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید