«ومعادن» در مسیر تکمیل پروژهها؛ تمرکز بر تأمین مالی، انرژی و زیرساخت
گروه: معدن | کد خبر: ۶۶۵۴ | تاریخ: ۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۷
اجرای طرحهای توسعهای در صنایع معدنی و فولادی بیش از گذشته به هماهنگی میان تصمیمهای فنی، مالی و زیرساختی نیاز دارد. در شرایط کنونی، موفقیت یک پروژه تنها با انتخاب فناوری مناسب و تأمین تجهیزات تعیین نمیشود، بلکه هزینه سرمایه، مدت اجرای طرح، دسترسی به انرژی، زیرساختهای حملونقل و صادرات و همچنین توان ایجاد جریان نقدی در زمان بهرهبرداری باید همزمان مورد توجه قرار گیرد.
یکی از مهمترین موانع پیش روی پروژههای جدید، افزایش هزینه تأمین مالی است. انتشار گسترده اوراق برای تأمین هزینههای دولت و افزایش نرخ این اوراق، عملاً نرخ پایه منابع مالی در اقتصاد را افزایش داده و تأمین منابع برای بنگاههای تولیدی را دشوارتر و پرهزینهتر کرده است.
در چنین شرایطی، زمانی که هزینه تأمین مالی به بازده عملیاتی پروژه نزدیک شود یا از آن عبور کند، توجیه اقتصادی بخشی از طرحها زیر سؤال میرود. به این ترتیب، پروژهای که در زمان انجام مطالعات اولیه از نظر اقتصادی قابل اجرا بوده است، ممکن است با افزایش نرخ تأمین مالی یا طولانیشدن زمان اجرا، توان بازپرداخت اصل و سود منابع جذبشده را از دست بدهد.
ناترازی انرژی؛ تهدیدی برای اقتصاد پروژهها
در کنار منابع مالی، ناترازی برق و گاز به یکی دیگر از عوامل اثرگذار بر اقتصاد پروژههای معدنی و فولادی تبدیل شده است. محدودیت انرژی تنها به کاهش تولید و درآمد شرکتها منجر نمیشود، بلکه هزینههای ثابت تولید به ازای هر واحد محصول، هزینه توقف و راهاندازی مجدد خطوط، هزینه نگهداری موجودی و نیاز به سرمایه در گردش را نیز افزایش میدهد.
از این منظر، حتی پروژهای که براساس ظرفیت اسمی تولید اقتصادی ارزیابی شده باشد، در صورت تداوم محدودیتهای انرژی ممکن است در مرحله بهرهبرداری دیگر از توجیه مالی کافی برخوردار نباشد. کاهش حاشیه سود نیز به نوبه خود توان شرکتها برای تأمین منابع طرحهای توسعهای از محل منابع داخلی را محدود میکند.
صادرات بدون زیرساخت امکانپذیر نیست
یکی دیگر از چالشهای پیش روی زنجیره معدن و فولاد، توسعهنیافتن متناسب زیرساختهای حملونقل، ریلی، بندری و امکانات صادراتی است. در صورت تداوم این وضعیت، صادرات محصولات معدنی و فولادی میتواند در سالهای آینده با هزینه و زمان بیشتری انجام شود.
در چنین شرایطی، داشتن ظرفیت تولید مازاد بهتنهایی تضمینکننده صادرات پایدار نخواهد بود. بنابراین، زیرساختهای صادراتی باید از ابتدای طراحی و سرمایهگذاری پروژه بهعنوان بخشی از زنجیره ارزش آن در نظر گرفته شوند، نه اینکه پس از راهاندازی واحد تولیدی مورد توجه قرار گیرند.
حاشیه سود فولاد زیر ۱۵ درصد
همزمانی افزایش هزینه سرمایه، محدودیت انرژی و چالشهای زیرساختی، فشار قابلتوجهی بر سودآوری صنعت فولاد وارد کرده است. بر اساس این گزارش، حاشیه سود صنعت فولاد به کمتر از ۱۵ درصد کاهش یافته؛ سطحی که برای صنعتی با سرمایهگذاری سنگین، مصرف بالای انرژی و دوره اجرای طولانی پروژهها، محدودیتهای جدی ایجاد میکند.
کاهش حاشیه سود باعث میشود شرکتها منابع داخلی کمتری برای توسعه در اختیار داشته باشند و در برابر نوسانات ارزی، شوکهای اقتصادی و توقفهای تولید نیز آسیبپذیرتر شوند. در این شرایط، تعریف همزمان پروژههای متعدد بدون برخورداری از منابع مالی قطعی، برنامه زمانبندی واقعبینانه و زیرساختهای لازم، میتواند به افزایش تعداد طرحهای نیمهتمام و رشد هزینه سرمایهگذاری منجر شود.
تمرکز «ومعادن» بر تأمین مالی و انرژی
در چنین فضایی، شرکت سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات با رویکردی بلندمدت تلاش کرده است تأمین مالی، انرژی و توسعه زنجیره تولید را به شکل هماهنگ دنبال کند.
یکی از اقدامات این مجموعه، حرکت به سمت تأمین مالی زنجیره تأمین در بخش معدن و فولاد است. این رویکرد با هدف کاهش فشار نقدینگی بر شرکتهای زنجیره، سرعتبخشیدن به گردش منابع، کاهش اتکا به تسهیلات سنتی بانکی و هدایت منابع مالی به سمت فعالیتهای واقعی تولید دنبال میشود.
در حوزه انرژی نیز گروه توسعه معادن و فلزات بخشی عمده از نیاز برق شرکتهای زیرمجموعه خود را از طریق ظرفیتهای ایجادشده تأمین میکند. این مجموعه نخستین نیروگاه خودتأمین صنعت کشور را وارد مدار کرده و توسعه ظرفیتهای جدید تولید برق را نیز در برنامه دارد.
دو نیروگاه خورشیدی این گروه قرار است طی ماههای آینده به بهرهبرداری برسند. همچنین پروژه بخش بخار نیروگاه با ظرفیت ۳۶۶ مگاوات در حال اجراست. توسعه این ظرفیتها با هدف کاهش ریسک ناشی از محدودیت برق، جلوگیری از توقف تولید و کنترل آثار مالی ناترازی انرژی دنبال میشود.
پروژههای توسعهای در مسیر بهرهبرداری
در بخش تکمیل زنجیره تولید نیز چند پروژه مهم در مراحل مختلف اجرا قرار دارند. پروژه یکمیلیونتنی گندلهسازی صبا امید غرب خاورمیانه در آستانه بهرهبرداری قرار گرفته و طبق برنامه قرار است طی ماههای آینده در سال جاری افتتاح شود.
در پروژه فولاد آرتاویل نیز بخش مهمی از تجهیزات اصلی با مدیریت بهموقع فرآیند خرید تأمین شده و پس از انجام مراحل ترخیص به سایت پروژه انتقال یافته است. در حال حاضر عملیات نصب و راهاندازی تجهیزات در حال انجام است. تأمین بهموقع این اقلام، ریسک ناشی از نوسان نرخ ارز، افزایش قیمت تجهیزات و تأخیر در خرید اقلام کلیدی را کاهش داده است.
پروژه کنسانترهسازی ۲.۵ میلیون تنی صبانور نیز در مسیر اجرا قرار دارد و سفارشگذاری بخش عمده تجهیزات اصلی آن انجام شده است.
همچنین پروژه فولاد اقلید پارس با اتکا به تأمین مالی بهموقع در حال پیشرفت است و پروژه آهن اسفنجی بیجار نیز با حدود ۷۰ درصد پیشرفت، مراحل اجرایی خود را پشت سر میگذارد.
تمرکز بر پروژههای قابل بهرهبرداری
راهبرد گروه توسعه معادن و فلزات تنها بر افزایش تعداد پروژهها متمرکز نیست، بلکه ایجاد توازن در زنجیره تولید، تأمین انرژی، مدیریت منابع مالی و خرید بهموقع تجهیزات اصلی را در اولویت قرار داده است.
در شرایط فعلی، یک پروژه زمانی میتواند موفق تلقی شود که منابع مالی، تجهیزات، انرژی، بازار فروش و زیرساختهای مورد نیاز آن به شکل هماهنگ تأمین شده و طرح بتواند در زمان پیشبینیشده به مرحله تولید و ایجاد درآمد پایدار برسد.
تداوم توسعه در بخش معدن و فولاد نیز نیازمند عبور از نگاه جزیرهای و حرکت به سمت مدیریت یکپارچه پروژهها و تأمین مالی است. تأخیر در تصمیمگیری، تأمین منابع یا خرید تجهیزات میتواند هزینه نهایی اجرای طرح را افزایش دهد.
از این رو، تمرکز بر پروژههای دارای مزیت، هدایت منابع به سمت طرحهای نزدیک به بهرهبرداری و تکمیل متوازن زنجیره تولید، از مهمترین الزامات توسعه در شرایط فعلی به شمار میرود؛ رویکردی که شرکت سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات آن را در برنامههای توسعهای خود دنبال میکند.
منبع: معدن۲۴
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید