گنج پنهان معادن ایران؛ چرا اکتشاف هنوز به اندازه کافی پیش نرفته است؟
گروه: معدن | کد خبر: ۶۴۶۹ | تاریخ: ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۸
ایران بیش از ۱۲ هزار معدن فعال دارد، اما بخش قابلتوجهی از ارزش اقتصادی استخراج معدنی کشور در تعداد محدودی از معادن بزرگ متمرکز شده است. بر اساس برخی آمارهای منتشرشده، حدود ۷۸ درصد ارزش استخراج به نزدیک ۳۰ معدن بزرگ اختصاص دارد؛ در مقابل، شمار زیادی از معادن کوچک و متوسط با سهم اقتصادی پایینتر فعالیت میکنند. همین شرایط، توان بسیاری از این واحدها را برای ورود به فعالیتهای پرریسکی مانند اکتشاف محدود کرده است.
از این منظر، چالش اکتشاف در معادن کوچک را نمیتوان صرفاً ناشی از کمبود منابع مالی دانست. ضعف توان فنی و مالی برخی بهرهبرداران، اثربخشی محدود ابزارهای تأمین مالی و پوشش ریسک اکتشاف و همچنین کاستیهای موجود در نظام اطلاعات و ارزیابی سطح اکتشاف محدودهها، مجموعهای از عواملی هستند که روند شناسایی ذخایر جدید را تحت تأثیر قرار میدهند.
حمایت از اکتشاف؛ از ایجاد سازوکار تا اثربخشی
در ایران ابزارهایی برای پشتیبانی از فعالیتهای اکتشافی پیشبینی شده است. صندوق بیمه سرمایهگذاری فعالیتهای معدنی نیز با هدف کاهش ریسک سرمایهگذاری در این بخش شکل گرفته و قوانین و مقررات مختلف بر تأمین اطلاعات پایه، حمایت از اکتشاف و استفاده از ظرفیت بخش خصوصی تأکید دارند.
با این حال، صرف وجود نهادها و ابزارهای حمایتی به معنای شکلگیری یک نظام کارآمد برای توسعه اکتشاف نیست. مسئله اصلی این است که این سازوکارها تا چه اندازه توانستهاند ریسک واقعی سرمایهگذاری در مراحل اولیه اکتشاف را کاهش دهند و زمینه ورود گستردهتر شرکتهای تخصصی به این حوزه را فراهم کنند.
یک پرسش کلیدی؛ هر محدوده چقدر اکتشاف شده است؟
چالش اکتشاف تنها به این موضوع محدود نمیشود که یک محدوده معدنی مورد بررسی قرار گرفته یا خیر؛ بلکه میزان شناخت بهدستآمده از آن نیز اهمیت زیادی دارد.
در شرایطی که اطلاعات اکتشافی یک محدوده ناقص، پراکنده یا بر اساس روشهای متفاوت جمعآوری شده باشد، تشخیص میان یک محدوده فاقد ذخیره اقتصادی و محدودهای که هنوز به اندازه کافی مورد اکتشاف قرار نگرفته، دشوار خواهد بود. در چنین شرایطی، استانداردهای گزارشدهی و طبقهبندی منابع و ذخایر میتوانند نقش مهمی در ایجاد زبان مشترک میان زمینشناسان، سرمایهگذاران و فعالان معدنی داشته باشند.
استانداردهایی مانند JORC در استرالیا و NI 43-101 در کانادا با تعیین سطوح مشخصی از اطمینان زمینشناسی و الزامات گزارشدهی، مرز میان نشانه معدنی، منبع معدنی و ذخیره قابل اتکا را شفافتر میکنند. نتیجه چنین رویکردی، تبدیل اکتشاف از فعالیتی وابسته به برداشتهای فردی به فرآیندی قابل اندازهگیری، مقایسه و ارزیابی برای سرمایهگذاران است.
تجربه کشورهای معدنی برای کاهش ریسک اکتشاف
تجربه کشورهای معدنی نشان میدهد دولتها الزاماً متولی مستقیم عملیات اکتشافی نیستند، بلکه تلاش میکنند با کاهش ریسک مراحل اولیه، زمینه حضور سرمایه و شرکتهای تخصصی را فراهم کنند.
در کانادا، سازوکارهایی مانند Flow-Through Shares با استفاده از مشوقهای مالیاتی، سرمایهگذاری در فعالیتهای اکتشافی را برای سرمایهگذاران جذابتر میکند. در استرالیا نیز سیاستهایی برای حمایت از شرکتهای کوچک اکتشافی و تشویق سرمایهگذاری در این بخش به کار گرفته شده است.
منطق این سیاستها بر یک واقعیت استوار است؛ اکتشاف در مراحل ابتدایی با ریسک بالایی همراه است و اگر تمام این ریسک بر عهده یک بهرهبردار کوچک قرار گیرد، بخشی از ذخایر بالقوه ممکن است هیچگاه به مرحله شناخت کافی نرسند.
بوکسیت؛ نمونهای از ظرفیتهای ناشناخته
بوکسیت میتواند نمونه قابلتأملی از اهمیت توسعه اکتشاف باشد. ایران از نظر ذخایر شناختهشده بوکسیت، در زمره کشورهای برخوردار قرار ندارد، اما بخشی از این وضعیت میتواند به سطح شناخت و میزان اکتشاف انجامشده در محدودههای مختلف مرتبط باشد.
بررسیهای انجامشده از شناسایی نشانهها و پتانسیلهای بوکسیتی در ۲۲ استان کشور حکایت دارد و دهها اندیس، کانسار و معدن نیز در این زمینه گزارش شده است. از سوی دیگر، در یکی از کانسارهای شناختهشده کشور یعنی جاجرم، مطالعات جدید به وجود مقادیر قابلتوجهی لیتیوم در بوکسیت اشاره کردهاند؛ موضوعی که نشان میدهد حتی در یک کانسار شناختهشده نیز پایان مطالعات اکتشافی لزوماً به معنای پایان شناخت ارزشهای معدنی آن نیست.
بهرهبردار کوچک، الزاماً اکتشافگر کوچک نیست
با توجه به این شرایط، بازنگری در شیوه مواجهه با اکتشاف معادن کوچک میتواند اهمیت داشته باشد. بهرهبردار یک معدن کوچک لزوماً نباید تمام مسئولیت اکتشاف را نیز بر عهده داشته باشد.
در این مدل، دولت میتواند تأمین اطلاعات پایه و شناسایی پهنههای دارای اولویت را دنبال کند، شرکتهای تخصصی اکتشاف و کنسرسیومها مسئولیت ریسک فنی عملیات را بر عهده بگیرند و ابزارهای مالی و بیمهای نیز بخشی از ریسک سرمایهگذاری اولیه را پوشش دهند. در کنار این اقدامات، ثبت و گزارش سطح اکتشاف هر محدوده بر اساس معیارهای شفاف و قابل مقایسه نیز ضروری است.
در نهایت، مسئله اصلی بخش معدن ایران تنها تعداد معادن فعال نیست؛ بلکه میزان شناخت دقیق و قابل اتکا از ذخایر معدنی کشور اهمیت بیشتری دارد. بخشی از ظرفیت معدنی ایران ممکن است نه به دلیل نبود ذخیره، بلکه به دلیل ناکافی بودن اکتشاف، اندازهگیری و شناخت، هنوز نتوانسته باشد جایگاه واقعی خود را در اقتصاد کشور پیدا کند.
منبع: دنیای معدن
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید