تعرفه ماشینآلات معدنی در دوراهی حمایت از ساخت داخل و نوسازی ناوگان
گروه: معدن | کد خبر: ۶۳۵۲ | تاریخ: ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۵
بازنگری در تعرفه واردات ماشینآلات معدنی بار دیگر چالش قدیمی سیاست صنعتی را مطرح کرده است؛ چالشی که از یک سو بر حمایت از تولیدکنندگان داخلی تأکید دارد و از سوی دیگر، ضرورت دسترسی معادن به تجهیزات جدید و نوسازی ناوگان فرسوده را یادآوری میکند.
به گزارش خبرگزاری صدای معدن و فولاد، ماشینآلات معدنی برخلاف بسیاری از کالاهای وارداتی، مستقیماً در فرآیند تولید نقش دارند و برای معدنداران بخشی از سرمایه ثابت و زیرساخت ضروری فعالیت محسوب میشوند. از همین رو، کارشناسان معتقدند سیاستگذاری در این حوزه نمیتواند صرفاً بر مبنای یک نرخ تعرفهای واحد برای تمامی تجهیزات انجام شود.
بازار ماشینآلات معدنی؛ از تجهیزات سبک تا ماشینهای سنگین
بازار ماشینآلات معدنی ساختاری یکسان ندارد و تجهیزات این بخش از نظر ظرفیت، فناوری و کاربرد تفاوتهای قابلتوجهی با یکدیگر دارند. یک دستگاه سبک را نمیتوان از نظر فناوری و الزامات تولید با ماشینآلات متوسط و سنگین در یک گروه قرار داد.
نوع موتور، سیستم هیدرولیک، انتقال قدرت، کیفیت قطعات، میزان دوام و همچنین خدمات پس از فروش از جمله عواملی هستند که عملکرد و هزینه نهایی یک ماشین معدنی را تعیین میکنند.
بر این اساس، کارشناسان بر این باورند که تعیین یک تعرفه یکسان برای تمامی کلاسهای ماشینآلات، بدون توجه به توان تولید داخلی در هر بخش، ممکن است با هدف اولیه سیاستگذار فاصله داشته باشد. در گروههایی که تولیدکنندگان داخلی از توان فنی و کیفی مناسبی برخوردارند، تعرفه میتواند ابزار حمایت از ساخت داخل باشد؛ اما در بخشهایی که تولید داخلی هنوز پاسخگوی نیاز معادن نیست، افزایش تعرفه بیشتر از آنکه به تولید کمک کند، هزینه تأمین تجهیزات را افزایش خواهد داد.
فرسودگی ناوگان؛ هزینهای فراتر از قیمت ماشینآلات
فرسودگی ماشینآلات معدنی تنها به قدیمی بودن تجهیزات محدود نمیشود، بلکه پیامدهای اقتصادی و عملیاتی گستردهای به همراه دارد. افزایش مصرف سوخت، خرابی و توقفهای مکرر، رشد هزینههای تعمیر و نگهداری، کاهش ظرفیت استخراج و افزایش ریسکهای ایمنی، بخشی از هزینههایی است که تداوم استفاده از ناوگان فرسوده به معادن تحمیل میکند.
این مسئله برای معادن کوچک و متوسط اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه توان مالی این مجموعهها برای جایگزینی تجهیزات قدیمی محدودتر است. در چنین شرایطی، افزایش هزینه خرید ماشینآلات جدید میتواند معدندار را میان سه گزینه تعمیر تجهیز موجود، خرید ماشین جدید یا حتی کاهش فعالیت معدن قرار دهد.
رشد تولید داخلی بهتنهایی کافی نیست
یکی از نکات مهم در ارزیابی سیاستهای حمایتی، تفکیک میان افزایش تعداد ماشینآلات تولیدشده و توسعه واقعی ظرفیت ساخت داخل است.
افزایش آمار تولید زمانی میتواند نشانه تقویت ساخت داخل باشد که مشخص شود تولیدکنندگان داخلی در چه کلاسهایی، با چه ظرفیتهایی و در چه سطح فناوری قادر به تأمین نیاز معادن هستند. بررسی صرف مجموع تولید، ممکن است تفاوت میان گروههایی را که تولید داخلی در آنها رقابتپذیر است و تجهیزاتی را که همچنان وابستگی بالایی به واردات دارند، پنهان کند.
در نتیجه، سیاست حمایتی که برای تقویت یک گروه از ماشینآلات طراحی شده است، نباید بهگونهای اجرا شود که هزینه تأمین سایر تجهیزات موردنیاز بخش معدن را افزایش دهد.
تعرفهها میتوانند متناسب با نیاز معدن تغییر کنند
یکی از راهکارهای مطرحشده برای مدیریت این چالش، حرکت به سمت تعرفههای طبقهبندیشده و قابل بازبینی است. در این مدل، به جای تعیین یک نرخ ثابت برای تمام ماشینآلات، وضعیت هر کلاس از تجهیزات بهصورت جداگانه بررسی میشود.
بر این اساس، تجهیزاتی که تولید داخلی رقابتپذیر دارند میتوانند از حمایت تعرفهای بیشتری برخوردار شوند، در حالی که برای ماشینآلاتی که تولید داخلی ندارند یا ظرفیت ساخت آنها پاسخگوی تقاضای بازار نیست، تعرفههای محدودتری در نظر گرفته شود.
همچنین ظرفیت تولیدکنندگان داخلی، میزان تقاضای معادن، وضعیت فرسودگی ناوگان و سطح فناوری تجهیزات میتواند بهصورت دورهای مورد ارزیابی قرار گیرد و مبنایی برای اصلاح تعرفهها باشد.
چنین رویکردی میتواند در کنار حمایت از تولید داخلی، انگیزه تولیدکنندگان برای ارتقای کیفیت، فناوری، ظرفیت تولید و خدمات پس از فروش را نیز افزایش دهد؛ چراکه حمایت تعرفهای در این صورت دائمی و بدون قید نخواهد بود.
ماشینآلات معدنی و مسئله تخصیص ارز
سیاست واردات ماشینآلات معدنی همچنین با نحوه تخصیص و مدیریت منابع ارزی ارتباط مستقیم دارد. ارز اختصاصیافته به خرید این تجهیزات را نمیتوان صرفاً در گروه هزینههای مصرفی قرار داد؛ زیرا ماشینآلات وارد چرخه تولید میشوند و میتوانند ظرفیت استخراج و بهرهوری معادن را افزایش دهند.
اگر ورود یک دستگاه جدید موجب افزایش ظرفیت تولید، کاهش توقفات و کاهش مصرف منابع شود، هزینه ارزی آن در عمل به ایجاد یا حفظ ظرفیت تولیدی کشور کمک کرده است. در مقابل، محدود کردن واردات در شرایطی که ناوگان داخلی فرسوده است، ممکن است صرفهجویی ارزی کوتاهمدت را با افزایش هزینههای تعمیر، کاهش بهرهوری و افت تولید در بلندمدت همراه کند.
تعرفه؛ ابزار سیاستگذاری، نه هدف نهایی
در نهایت، چالش ماشینآلات معدنی را نمیتوان به انتخاب میان «واردات» و «تولید داخل» محدود کرد. سیاست مؤثر باید امکان رشد تولیدکنندگان داخلی را فراهم کند و همزمان دسترسی معادن به تجهیزات موردنیاز برای ادامه فعالیت و نوسازی ناوگان را نیز در نظر بگیرد.
از این منظر، تعرفه واردات نباید به هدف نهایی سیاستگذاری تبدیل شود، بلکه باید ابزاری برای دستیابی به اهدافی همچون نوسازی ماشینآلات معدنی، افزایش بهرهوری، رشد تولید و تقویت توان رقابتی صنعت داخلی باشد.
منبع : معدن پرس
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید