تعرفه به جان معادن افتاد؛ وقتی کالای بدون تولید داخلی هم گران میشود
گروه: معدن | کد خبر: ۶۱۷۹ | تاریخ: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۷
سیاستهای وارداتی در بخش معدن زمانی میتواند به حمایت از تولید داخلی منجر شود که برای کالای موردنظر ظرفیت ساخت داخل وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، افزایش هزینه واردات تجهیزات و اقلام ضروری میتواند مستقیماً هزینه تولید معادن را بالا ببرد و حتی بخشی از ظرفیت عملیاتی آنها را تحت فشار قرار دهد.
یکی از نمونههای مهم در این زمینه، تایرهای فوقسنگین معدنی است؛ محصولاتی که برای دامپتراکهای بزرگ مورد استفاده در معادن روباز طراحی شدهاند و از نظر ابعاد، ظرفیت حمل بار و مشخصات فنی، تفاوت قابلتوجهی با تایرهای معمولی و حتی بسیاری از تایرهای راهسازی دارند. به همین دلیل، اعمال سیاستهای یکسان برای تمامی گروههای تایری نمیتواند پاسخگوی نیازهای متفاوت این بخش باشد.
تعرفه زمانی معنا دارد که تولید داخلی وجود داشته باشد
محمدرضا بهرامن، رئیس خانه معدن ایران، با اشاره به جایگاه ماشینآلات و تجهیزات در زنجیره تولید معدن، اظهار کرد که وضع تعرفه برای ماشینآلاتی که امکان ساخت آنها در داخل کشور وجود ندارد، نمیتواند بهعنوان حمایت مؤثر از تولید تلقی شود.
به گفته او، حمایت از تولید زمانی نتیجهبخش است که تولیدکننده امکان فعالیت و دسترسی به نهادهها و تجهیزات مورد نیاز خود را داشته باشد. از این منظر، همانگونه که تجهیزات فاقد تولید داخلی در بخش صنعت باید بدون ایجاد مانع در اختیار واحدهای تولیدی قرار گیرند، این رویکرد باید در حوزه معدن نیز مورد توجه قرار گیرد.
بهرامن بر ضرورت تفکیک میان تجهیزات دارای نمونه داخلی و ماشینآلات فاقد مشابه تأکید کرد و گفت در شرایطی که یک ماشینآلات در داخل کشور تولید میشود، وضع تعرفه میتواند در چارچوب حمایت از تولیدکننده داخلی قابل توجیه باشد؛ اما محدود کردن واردات کالایی که نمونه داخلی ندارد، ممکن است نتیجهای معکوس داشته و ظرفیت تولید را کاهش دهد.
رئیس خانه معدن ایران همچنین درباره تعرفه واردات ماشینآلات معدنی گفت نمیتوان رقم واحدی را بهعنوان میانگین تعرفه همه تجهیزات در نظر گرفت، اما این نرخ بهطور معمول حدود ۲۳ درصد است. او تأکید کرد که در سیاستگذاری باید میان ماشینآلات قابل ساخت در داخل و تجهیزاتی که تولیدکننده داخلی ندارند، تفاوت قائل شد؛ چراکه هدف اصلی باید تأمین تجهیزات مورد نیاز و استمرار فعالیت معادن باشد.
معادن بزرگ همچنان به تایرهای Giant OTR وابستهاند
فریبرز امیری، فعال حوزه ماشینآلات معدنی، نیز با اشاره به شرایط بازار تایرهای معدنی گفت باید میان تایرهای راهسازی، Small OTR و Giant OTR تفکیک قائل شد.
به گفته او، بخشی از تایرهای Small OTR در داخل کشور تولید میشود، هرچند این میزان هنوز تمام نیاز بازار را پوشش نمیدهد و بخشی از تقاضا از طریق واردات تأمین میشود. اما شرایط در بخش تایرهای Giant OTR متفاوت است؛ محصولاتی که عمدتاً در دامپتراکهای فوقسنگین معادن بزرگ مورد استفاده قرار میگیرند و در حال حاضر تولید داخلی تایر نو در این گروه وجود ندارد. در نتیجه، نیاز کشور در این بخش بهطور کامل به واردات وابسته است.
امیری افزود مجتمع صنعتی لاستیک آریا در راور کرمان قرار است در ماههای آینده فعالیت خود را آغاز کند و خدمات تخصصی تعمیر و روکشگذاری تایرهای معدنی را ارائه دهد. این ظرفیت میتواند بخشی از تایرهایی را که کارکاس سالم دارند دوباره به چرخه بهرهبرداری بازگرداند و از این طریق، عمر تایر افزایش یافته و هزینههای معادن و بخشی از خروج ارز کاهش یابد.
با این حال، او تأکید کرد که روکشگذاری نمیتواند جایگزین تولید یا واردات تایر نو شود، بلکه میتواند فاصله میان نیاز معادن و ظرفیت تأمین تایر را کاهش دهد.
این فعال حوزه ماشینآلات معدنی همچنین خواستار اصلاح سیاستگذاری در این حوزه شد و گفت تایرهای سنگین معمولی، Small OTR و Giant OTR از نظر فناوری تولید، وزن، ظرفیت باربری، شرایط بهرهبرداری و قیمت تفاوتهای اساسی دارند و نمیتوان برای آنها یک نسخه واحد تجویز کرد.
تأخیر ۲۵۰ روزه در تأمین؛ یک گلوگاه جدی
امیری درباره حقوق گمرکی تایرهای فوقسنگین معدنی نیز اظهار کرد با توجه به نبود تولید داخلی در سایزهای اصلی مورد نیاز معادن بزرگ، حقوق گمرکی این محصولات ۴ درصد تعیین شده که تصمیمی منطقی است.
او تأکید کرد حمایت از تولید داخلی ضروری است، اما این حمایت باید شامل محصولی شود که در داخل کشور با کیفیت مناسب، ظرفیت کافی و امکان تحویل منظم تولید میشود. در غیر این صورت، اعمال محدودیت بر کالایی که مشابه داخلی ندارد، تنها هزینه فعالیت معادن را افزایش خواهد داد.
به گفته امیری، در بخش تایرهای فوقسنگین، زمان و امکان دسترسی به محصول گاهی اهمیت بیشتری از قیمت آن دارد. دامپتراکهای چند میلیون دلاری بدون تایر امکان فعالیت ندارند و حتی نبود یک حلقه تایر میتواند به توقف دستگاه منجر شود. توقف این ماشینآلات نیز زنجیره حمل مواد معدنی، تأمین خوراک کارخانههای فرآوری و در نهایت تولید معدن را تحت تأثیر قرار میدهد.
او با توجه به این شرایط، تایرهای Giant OTR را در زمره کالاهای استراتژیک مورد نیاز صنعت معدن دانست و افزود مشکلات حملونقل بینالمللی نیز هزینه و زمان تأمین این محصولات را افزایش داده است. تغییر مسیر کشتیها، رشد هزینههای بیمه و حمل، محدودیت خطوط کشتیرانی و افزایش زمان ترانزیت، فرآیند برنامهریزی برای تأمین این تایرها را دشوارتر کرده است.
امیری یکی دیگر از مشکلات مهم را فرآیند ثبت سفارش و تخصیص ارز عنوان کرد و گفت واردکنندگان Giant OTR در این مسیر با چالشهای جدی مواجه هستند و در برخی پروندهها زمان انتظار برای اعلام نظر دستگاه مربوطه به حدود ۲۵۰ روز میرسد.
به گفته او، چنین تأخیری برای کالایی که نمونه داخلی ندارد، میتواند پیامدهایی مانند اعتبار پیشفاکتور، تغییر قیمت، افزایش هزینه حمل و از دست رفتن موجودی را به دنبال داشته باشد. بنابراین ضروری است تایرهای بزرگمقیاس فاقد مشابه داخلی به شکل رسمی در گروه کالاهای استراتژیک صنعت معدن قرار گیرند و مسیر مشخص و سریعتری برای ثبت سفارش و تخصیص ارز آنها تعریف شود.
حمایت از تولید، بدون متوقف کردن تولید
افزایش هزینه واردات تجهیزات و تایرهای فاقد مشابه داخلی در نهایت به هزینه تمامشده فعالیتهای معدنی منتقل میشود. معدنکار برای تأمین کالایی که نمونه داخلی ندارد، همچنان به بازار خارجی وابسته است و هر هزینه اضافی در مسیر واردات، از حقوق ورودی تا هزینه حمل و بیمه، مستقیماً هزینه تجهیز و بهرهبرداری معدن را افزایش میدهد.
از این رو، سیاست حمایت از ساخت داخل زمانی میتواند اثربخش باشد که ظرفیت تولید داخلی بالفعل یا دستکم قابل اتکا وجود داشته باشد. در مورد محصولی که هنوز در کشور تولید نمیشود، اولویت سیاستگذار باید ایجاد ظرفیت تولید و همزمان تسهیل دسترسی مصرفکننده به کالای مورد نیاز باشد، نه افزایش هزینه تأمین آن.
پیشینه این موضوع به بند «ص» تبصره ۶ قانون بودجه سال ۱۴۰۱ نیز بازمیگردد؛ جایی که ماشینآلات و تجهیزات تولیدی، صنعتی، معدنی و کشاورزی مشمول پرداخت حقوق ورودی شدند. اهمیت این تجربه برای بخش معدن آن است که تغییر هزینه ورود تجهیزات و نهادههای فاقد مشابه داخلی باید با در نظر گرفتن اثر مستقیم آن بر هزینه و تداوم تولید انجام شود.
در مورد تایرهای فوقسنگین نیز راهکار مؤثر میتواند از تفکیک این محصولات از سایر گروههای تایری آغاز شود. تا زمانی که تولید داخلی این محصولات شکل نگرفته، تسهیل واردات و کوتاه کردن مسیر تأمین میتواند از توقف ماشینآلات و ظرفیتهای موجود جلوگیری کند. در کنار آن، توسعه خدمات تعمیر، بازسازی و روکشگذاری تایرها نیز میتواند بخشی از نیاز به تایر نو را کاهش دهد.
در نهایت، اگر تولید داخلی تایرهای فوقسنگین شکل بگیرد، میتوان سیاستهای حمایتی را متناسب با ظرفیت واقعی تولید داخل طراحی کرد؛ رویکردی که هم از ساخت داخل حمایت میکند و هم مانع تداوم فعالیت معادن نمیشود.
منبع: دنیای معدن
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید