مواد ناریه معدنی در مسیر جهش؛ بازار جهانی تا ۲۰۳۶ چند برابر میشود؟
گروه: معدن | کد خبر: ۶۱۴۹ | تاریخ: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۹
تأمین مواد ناریه در معادن تنها به تهیه یک نهاده برای عملیات انفجار خلاصه نمیشود، بلکه نحوه تولید، توزیع، دسترسی و فناوری مورد استفاده در این بخش میتواند بهطور مستقیم بر هزینههای استخراج، ایمنی و تداوم فعالیت معادن اثرگذار باشد. از همین رو، کشورهای دارای بخش معدن توسعهیافته، متناسب با شرایط امنیتی، ساختار صنعت و موقعیت جغرافیایی خود، الگوهای مختلفی را برای مدیریت زنجیره تأمین این مواد به کار گرفتهاند.
گزارش «بررسی چالشهای تولید و توزیع مواد ناریه در ایران» که از سوی کمیسیون معدن اتاق ایران تهیه شده، با مرور تجربه کشورهای مختلف، چند الگوی اصلی را در زمینه تأمین مواد ناریه معرفی میکند. بازار رقابتی تحت نظارت، ارائه خدمات یکپارچه چالزنی و انفجار، تولید و اختلاط در محل معدن، تأمین متمرکز دولتی و ایجاد مراکز پشتیبان منطقهای از جمله این مدلها هستند.
در مدل رقابتی، دولت عمدتاً وظیفه سیاستگذاری، تنظیمگری و نظارت بر الزامات ایمنی و امنیتی را برعهده دارد و شرکتهای تخصصی، تولید و توزیع مواد ناریه را انجام میدهند. در نقطه مقابل، مدل متمرکز دولتی قرار دارد که در آن بخش عمده یا تمامی زنجیره تأمین تحت کنترل نهادهای دولتی یا حاکمیتی قرار میگیرد.
بازار جهانی مواد ناریه در مسیر رشد
ارزش بازار جهانی مواد ناریه مورد استفاده در معادن در سال ۲۰۲۵ میلادی حدود ۲.۳۲ میلیارد دلار برآورد شده است. پیشبینیها نشان میدهد این بازار با نرخ رشد مرکب سالانه ۴.۲ درصد، تا سال ۲۰۳۶ از مرز ۱۴ میلیارد دلار عبور خواهد کرد.
این رشد تنها به افزایش فعالیتهای معدنی و رشد تقاضا محدود نیست؛ بلکه توسعه فناوری و حرکت صنعت به سمت مواد و تجهیزات ایمنتر، دقیقتر و متناسب با شرایط متفاوت زمینشناسی نیز در گسترش این بازار نقش دارد.
رقابت تحت نظارت؛ مدل کشورهای معدنی بزرگ
یکی از الگوهای رایج در کشورهای دارای صنعت معدن توسعهیافته، مدل «بازار رقابتی تحت نظارت» است. این شیوه بهویژه در کشورهایی مانند استرالیا، آمریکا و کانادا که دارای معادن بزرگ و عملیات استخراج در مقیاس وسیع هستند، مورد توجه قرار گرفته است.
در این ساختار، مرز میان نقش حاکمیت و فعالیت تجاری شرکتها مشخص است. دولت بهعنوان تنظیمگر و ناظر، استانداردهای ایمنی و الزامات امنیتی را تعیین و بر اجرای آنها نظارت میکند، در حالی که شرکتهای خصوصی و چندملیتی در فضای رقابتی به تولید و عرضه مواد ناریه میپردازند.
البته رقابت در این بازار صرفاً بر سر قیمت محصول نیست. شرکتها برای ارتقای کیفیت، افزایش سطح ایمنی و ارائه خدمات فنی و مهندسی کاملتر با یکدیگر رقابت میکنند. معادن بزرگ نیز معمولاً به جای خریدهای کوتاهمدت، قراردادهای بلندمدت تأمین و خدمات منعقد میکنند؛ رویکردی که میتواند ریسک اختلال در زنجیره تأمین را کاهش داده و زمینه سرمایهگذاری در زیرساختهای تخصصی نزدیک به معدن را فراهم کند.
وقتی تأمینکننده، مجری عملیات انفجار هم میشود
در الگوی دیگری، شرکت تأمینکننده مواد ناریه تنها فروشنده محصول نیست، بلکه مجموعه خدمات چالزنی و انفجار را نیز برعهده میگیرد. در این مدل، طراحی الگوی انفجار با استفاده از نرمافزارهای تخصصی، انتقال ایمن مواد اولیه، اختلاط مواد در محل چال و اجرای عملیات آتشباری، در قالب یک خدمت یکپارچه ارائه میشود.
این یکپارچگی به معادن کمک میکند کیفیت خردایش سنگ را با نیازهای واحدهای فرآوری هماهنگتر کنند. از سوی دیگر، بهرهبردار دیگر نیازی به ایجاد و نگهداری انبارهای بزرگ و پرریسک برای مواد نهایی ندارد. بر اساس بررسیهای صنعتی، این مدل میتواند به بهبود ۵ تا ۱۰ درصدی بهرهوری کل داراییهای معدن منجر شود.
تولید مواد ناریه در محل معدن
تولید و اختلاط مواد ناریه در محل معدن، الگوی دیگری است که بیشتر برای معادن بزرگ و دورافتاده کاربرد دارد؛ بهویژه معادنی که فاصله زیادی با مراکز صنعتی و زیرساختهای شهری دارند.
در این روش، به جای جابهجایی مواد نهایی و حساس در مسیرهای طولانی، پیشمادههای شیمیایی خنثی و غیرحساس به سایت معدن منتقل میشوند. سپس این مواد در واحدهای تولیدی کوچکمقیاس و تحت نظارت و مجوز نهادهای تنظیمگر، در محل معدن ترکیب و به ماده ناریه نهایی تبدیل میشوند.
کاهش ریسک حمل مواد آماده انفجار، پایین آمدن هزینههای مربوط به اسکورت و حملونقل ویژه و امکان تطبیق میزان تولید با مصرف واقعی معدن، از مهمترین مزایای این مدل به شمار میرود.
چالشهای مدل تأمین متمرکز دولتی
در نقطه مقابل مدلهای رقابتی، برخی کشورها از الگوی تأمین متمرکز و حکومتی استفاده میکنند. در این ساختار، تولید، واردات و توزیع مواد ناریه در اختیار نهادهای دولتی، حاکمیتی یا نظامی قرار دارد و هدف اصلی آن، کنترل حداکثری ابعاد امنیتی این زنجیره است.
با این حال، گزارش کمیسیون معدن اتاق ایران به پیامدهای احتمالی این مدل نیز اشاره دارد. نبود رقابت میتواند قدرت چانهزنی بهرهبرداران را کاهش دهد، انگیزه برای نوآوری و ارتقای کیفیت محصولات را محدود کند و در نهایت هزینههای بیشتری را به معادن تحمیل کند.
از سوی دیگر، تمرکز فرآیند تصمیمگیری و تخصیص ممکن است بروکراسی را افزایش داده و زمان تحویل مواد ناریه را طولانی کند. در شرایط کمبود نیز این احتمال وجود دارد که معادن بزرگ یا مجموعههای وابسته به دولت در دریافت سهمیه اولویت پیدا کنند و معادن کوچک و متوسط، به دلیل قدرت چانهزنی کمتر، با محدودیت بیشتری مواجه شوند؛ مسئلهای که میتواند حتی خطر توقف فعالیت برخی واحدها را افزایش دهد.
مراکز منطقهای؛ راهکاری برای معادن کوچک
یکی دیگر از الگوهای مورد بررسی، ایجاد مراکز پشتیبان و انبارهای منطقهای است. این مدل بیشتر برای معادن کوچک و متوسطی کاربرد دارد که توان مالی یا زیرساخت کافی برای احداث انبارهای اختصاصی و استاندارد را ندارند.
در این شیوه، با مشارکت دولت یا شرکتهای بزرگ خصوصی و تحت نظارت نهادهای تنظیمگر، مراکز ایمن و متمرکز در نزدیکی خوشههای معدنی ایجاد میشود. این مراکز وظیفه ذخیرهسازی و توزیع مواد ناریه و تحویل بهموقع آن به معادن را برعهده دارند.
استقرار چنین مراکزی میتواند هزینههای لجستیکی و میزان سرمایه درگیر معادن کوچک را کاهش دهد. همچنین تمرکز مواد حساس در مراکز مجهز، امکان نظارت امنیتی، پایش تصویری و رهگیری سامانهای را افزایش میدهد و میتواند از شکلگیری انبارهای پراکنده و غیراستاندارد جلوگیری کند.
در مجموع، تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که الگوی تأمین مواد ناریه را نمیتوان صرفاً یک مسئله تدارکاتی دانست؛ بلکه ساختار این زنجیره با هزینه استخراج، ایمنی، بهرهوری و حتی استمرار تولید در معادن ارتباط مستقیم دارد. به همین دلیل، انتخاب مدل مناسب برای ایران نیازمند توجه همزمان به الزامات امنیتی، ظرفیت بخش خصوصی، پراکندگی جغرافیایی معادن و ضرورت کاهش هزینههای تولید است.
منبع : معدن پرس
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید