ذخایر سنگآهن یا استخراج اقتصادی؛ مسئله اصلی فولاد ایران چیست؟
گروه: معدن | کد خبر: ۶۰۱۱ | تاریخ: ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۵
افزایش ذخایر سنگآهن کشور بهتنهایی نمیتواند تضمینی برای تداوم و توسعه زنجیره فولاد ایران باشد. بخش قابلتوجهی از ذخایر موجود به دلیل عمق بالای معدن و هزینههای سنگین استخراج، هنوز از توجیه اقتصادی لازم برخوردار نیستند. به همین دلیل، در کنار میزان ذخایر، موضوع اقتصادیبودن استخراج به یکی از عوامل تعیینکننده آینده تامین مواد اولیه فولاد تبدیل شده است.
به گزارش صدای معدن و فولاد، طی سالهای اخیر فعالیتهای اکتشافی در کشور افزایش یافته و ذخایر جدیدی از سنگآهن شناسایی شده است. در سال ۱۴۰۴ نیز حدود ۹۰۰ میلیون تن به ذخایر شناساییشده کشور اضافه شد، اما این میزان ذخیره برای پاسخگویی به نیاز سرمایهگذاریهای انجامشده و ظرفیتهای پیشبینیشده صنعت فولاد کافی به نظر نمیرسد.
از این رو، رویکرد اکتشافی کشور باید از تمرکز صرف بر افزایش حجم ذخایر فاصله بگیرد و به سمت شناسایی ذخایری حرکت کند که قابلیت استخراج و بهرهبرداری اقتصادی دارند. در ذخایر عمیق نیز کشف ماده معدنی تنها گام نخست است و بهرهبرداری از آن به سرمایهگذاری، فناوری و ایجاد زیرساختهای لازم نیاز دارد.
انرژی ممکن است زودتر از سنگآهن به گلوگاه تبدیل شود
با وجود نگرانیها درباره تامین مواد اولیه، در کوتاهمدت و میانمدت به نظر میرسد کمبود سنگآهن اصلیترین محدودیت پیش روی تولید فولاد ایران نباشد. ساختار بخش مهمی از زنجیره فولاد کشور بر فرآیندهای مبتنی بر گاز استوار است و همزمانی محدودیتهای برق و گاز میتواند ظرفیت تولید را پیش از رسیدن به مرحله کمبود جدی سنگآهن تحت فشار قرار دهد.
تجربه سالهای اخیر نیز نشان داده است که ناترازی انرژی به یکی از عوامل موثر بر کاهش یا توقف تولید صنایع فولادی تبدیل شده است. بنابراین، سیاست تامین مواد اولیه باید در کنار توسعه اکتشافات، تامین پایدار انرژی را نیز به عنوان یکی از الزامات اصلی تداوم فعالیت زنجیره فولاد دنبال کند.
در صورت نیاز، واردات سنگآهن و سایر مواد اولیه نیز میتواند بخشی از راهکار تامین خوراک زنجیره باشد؛ اما واردات زمانی میتواند به یک گزینه پایدار تبدیل شود که قیمت نهایی ماده اولیه و سایر هزینههای تولید، امکان رقابت محصول فولادی در بازار را از بین نبرد.
فناوری؛ حلقهای که نیاز به نوسازی دارد
یکی دیگر از چالشهای مهم صنعت فولاد ایران، فاصله فناوری با تحولات جهانی است. بخش قابلتوجهی از فناوریهای مورد استفاده در واحدهای فولادی کشور طی چند دهه گذشته تغییرات متناسبی با روند جهانی نداشتهاند و تحریمها نیز امکان دسترسی به تجهیزات پیشرفته و فناوریهای «هایتک» را محدودتر کردهاند.
این عقبماندگی فناوری تنها به تجهیزات تولید محدود نمیشود و آثار آن میتواند در بهرهوری، مصرف انرژی، هزینه تمامشده و کیفیت محصولات نیز نمایان شود.
از سوی دیگر، محدودیتهای ناشی از تحریم، دامنه مشکلات صنعت فولاد را به حوزه فناوری محدود نکرده است. دشواری صادرات، محدودیت حضور در برخی بازارهای مهم بینالمللی و دسترسی محدود به منابع مالی ارزان، از جمله عواملی هستند که هزینه فعالیت تولیدکنندگان ایرانی را افزایش دادهاند.
تامین مالی؛ یک مزیت از دسترفته
یکی از تفاوتهای مهم میان تولیدکنندگان ایرانی و بسیاری از رقبای جهانی، نحوه دسترسی به منابع مالی و ابزارهای اعتباری است. در بازارهای جهانی، صنایع بزرگ میتوانند بخشی از نیاز خود به مواد اولیه را از طریق اعتبار تامین کنند و حتی فروش محصولات نیز در برخی موارد با ابزارهای اعتباری انجام میشود.
این سازوکار باعث میشود فشار سرمایه در گردش بر تولیدکننده کاهش پیدا کند. در مقابل، محدودیت ارتباط بنگاههای ایرانی با شبکه مالی بینالمللی موجب شده است تامین نقدینگی سهم بیشتری در فرآیند تولید داشته باشد؛ موضوعی که در نهایت میتواند هزینه تامین مالی و قیمت تمامشده محصول را افزایش دهد.
حرکت به سمت محصولات با ارزش افزوده بالاتر
در چنین شرایطی، افزایش بهرهوری، بهبود مدیریت و استفاده موثرتر از ظرفیتهای موجود میتواند بخشی از مسیر ارتقای رقابتپذیری صنعت فولاد باشد. همچنین حرکت از تولید محصولات عمومی به سمت فولادهای آلیاژی، خاص و کالاهای با ارزش افزوده بیشتر، میتواند فرصت جدیدی برای صنعت ایجاد کند.
با این حال، توسعه این بخش بدون دسترسی به بازارهای هدف امکانپذیر نیست. بسیاری از محصولات فولادی خاص، مشتریان و بازارهای مشخصی در کشورهای صنعتی دارند و محدودیتهای سیاسی و تحریمی، حضور تولیدکنندگان ایرانی در این بازارها را دشوار کرده است.
بنابراین بخشی از مزیتهای رقابتی را میتوان از طریق مدیریت، فناوری، بهرهوری و سرمایهگذاری ایجاد کرد، اما بخشی دیگر به عواملی وابسته است که خارج از اختیار مستقیم بنگاههای تولیدی قرار دارند.
آینده فولاد فقط به ذخایر سنگآهن وابسته نیست
در مجموع، آینده زنجیره فولاد ایران را نمیتوان صرفا بر اساس میزان ذخایر سنگآهن کشور ارزیابی کرد. اگرچه ایران همچنان از ظرفیت قابلتوجهی در حوزه مواد اولیه برخوردار است، اما تبدیل این ظرفیت به مزیت واقعی، به اقتصادیشدن استخراج، توسعه زیرساختها و افزایش بهرهوری نیاز دارد.
در کنار ادامه فعالیتهای اکتشافی، تامین پایدار برق و گاز، نوسازی فناوری، دسترسی به منابع مالی مناسب، کاهش هزینه تولید و گسترش بازارهای صادراتی نیز باید همزمان دنبال شود.
به بیان دیگر، مسئله آینده فولاد ایران تنها یافتن ذخایر جدید سنگآهن نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که این ذخایر با هزینه اقتصادی به ماده اولیه تبدیل شوند و تولیدکننده ایرانی بتواند محصول نهایی را با قیمت و کیفیت رقابتی در بازارهای داخلی و جهانی عرضه کند.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید