سنگآهن هست، اما فولاد رقابتی نیست؟
گروه: معدن | کد خبر: ۶۰۰۶ | تاریخ: ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۵
ذخایر سنگآهن ایران همچنان ظرفیت قابلتوجهی برای تداوم فعالیت زنجیره فولاد کشور فراهم میکند، اما چالش اصلی دیگر فقط میزان ذخایر نیست؛ بلکه اقتصادی بودن استخراج و رساندن این ماده اولیه به واحدهای تولیدی است. افزایش عمق معادن، رشد هزینههای استخراج، محدودیت انرژی و فناوری، دشواری دسترسی به بازارهای جهانی و مشکلات تامین مالی، مجموعه عواملی هستند که آینده رقابتپذیری فولاد ایران را تحت تاثیر قرار دادهاند.
به گزارش صدای معدن و فولاد، اگرچه توسعه فعالیتهای اکتشافی در سالهای اخیر به شناسایی ذخایر جدید سنگآهن منجر شده و در سال ۱۴۰۴ حدود ۹۰۰ میلیون تن به ذخایر شناساییشده کشور اضافه شده است، اما صرف افزایش حجم ذخایر به معنای تضمین تامین مواد اولیه زنجیره فولاد نیست. آنچه اهمیت دارد، امکان استخراج اقتصادی این ذخایر و تبدیل آنها به خوراک قابل اتکا برای واحدهای فولادی است.
از این منظر، سیاست تامین مواد اولیه باید در کنار ادامه اکتشافات، بر فعالسازی ذخایر جدید و بررسی راهکارهای تامین از مسیر واردات نیز متمرکز باشد؛ چراکه تداوم سرمایهگذاری و ظرفیتهای ایجادشده در صنعت فولاد، به دسترسی پایدار و رقابتی به مواد اولیه نیاز دارد.
ذخیره سنگآهن با ذخیره اقتصادی یکسان نیست
سعید عسکرزاده، نایبرئیس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی ایران، با تاکید بر اینکه موضوع تامین سنگآهن را نباید صرفا به وجود یا نبود ذخایر محدود کرد، معتقد است مسئله اصلی، قابلیت اقتصادی استخراج ذخایر موجود است.
وی گفت ایران همچنان برای سالهای طولانی ظرفیت استفاده از سنگآهن داخلی را دارد، اما بخشی از ذخایر کشور به دلیل هزینه بالای استخراج هنوز وارد چرخه تولید نشدهاند.
عسکرزاده با اشاره به ذخایر عمیق معدنی کشور اظهار کرد: وجود یک ذخیره در اعماق زمین به خودی خود به معنای امکان استفاده از آن در صنعت نیست. اگر هزینه دسترسی، استخراج و انتقال ماده معدنی بالا باشد، ممکن است بهرهبرداری از آن در شرایط فعلی صرفه اقتصادی نداشته باشد.
به گفته وی، بخش مهمی از فعالیتهای اکتشافی و استخراجی در ایران تاکنون بر ذخایر سطحی یا ذخایری با عمق کمتر متمرکز بوده است؛ در حالی که در اعماق زمین نیز ذخایر قابلتوجهی وجود دارد که برای دسترسی به آنها باید سرمایهگذاری و فناوری لازم فراهم شود.
نایبرئیس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق ایران تاکید کرد که در بررسی وضعیت مواد اولیه باید میان «ذخیره زمینشناسی» و «ذخیره قابل استفاده» تفاوت قائل شد. ممکن است یک ذخیره از نظر زمینشناسی قابلتوجه باشد، اما هزینه استخراج آن به حدی برسد که استفاده از آن برای تولیدکننده توجیه اقتصادی نداشته باشد.
وی افزود: این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که هزینه تولید سنگآهن داخلی با قیمت نمونه وارداتی مقایسه شود. اگر استخراج و انتقال سنگآهن داخلی هزینه بیشتری از خرید نمونه وارداتی داشته باشد، صرف برخورداری از ذخیره داخلی نمیتواند یک مزیت رقابتی محسوب شود.
از این رو، ذخایر با عیار پایینتر، نسبت باطلهبرداری بالاتر یا سایر ویژگیهایی که هزینه تولید را افزایش میدهند، باید بر اساس قیمت نهایی و شرایط بازار مورد ارزیابی قرار گیرند.
اکتشاف نباید فقط به افزایش عدد ذخایر منتهی شود
عسکرزاده معتقد است هدف اکتشافات معدنی نباید صرفا افزایش رقم ذخایر ثبتشده باشد، بلکه ذخایری اهمیت دارند که بتوانند در نهایت به شکل اقتصادی وارد چرخه تولید شوند.
وی گفت اگر ذخایر عمیق شناسایی شدهاند، باید همزمان برای ایجاد دسترسی به آنها نیز برنامهریزی شود؛ زیرا کشف یک ذخیره بدون فراهم کردن زیرساخت و سرمایه مورد نیاز برای استخراج، به معنای حل مشکل مواد اولیه صنعت فولاد نیست.
با این حال، وی تاکید کرد که چالش فولاد ایران تنها به تامین سنگآهن محدود نمیشود و حتی در صورت تامین ماده اولیه از داخل یا واردات، ساختار هزینه و بهرهوری موجود ممکن است مانع رقابت با فولادسازان جهان شود.
چرا فولاد ایران با رقبای جهانی فاصله دارد؟
نایبرئیس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق ایران درباره عوامل موثر بر رقابتپذیری صنعت فولاد گفت نمیتوان برای این مسئله تنها یک دلیل مشخص عنوان کرد. هزینه تامین مالی، بهرهوری، قیمت تمامشده، ساختار تولید و شیوه فروش محصولات، همگی در قدرت رقابت فولاد ایران نقش دارند.
عسکرزاده تصریح کرد: اگر صنعت فولاد ایران با ساختار فعلی، فرآیندهای موجود و حتی با فرض تامین ماده اولیه از خارج به فعالیت ادامه دهد، در همه شرایط امکان رقابت با تولیدکنندگان جهانی را نخواهد داشت.
وی با اشاره به تجربه کشورهایی مانند ژاپن گفت برخورداری از ذخایر فراوان سنگآهن و انرژی، تنها مسیر تبدیل شدن به یک فولادساز بزرگ نیست. ژاپن با وجود محدودیت در منابع معدنی و انرژی، توانسته جایگاه خود را در میان تولیدکنندگان مهم فولاد جهان حفظ کند.
به گفته عسکرزاده، تفاوت اصلی در میزان ذخایر خلاصه نمیشود؛ بلکه عواملی مانند فناوری، مدیریت، بهرهوری، ساختار مالی و سایر مزیتهای اقتصادی میتوانند به تولیدکننده اجازه دهند محصول خود را با قیمت رقابتی به بازار عرضه کند.
انرژی؛ گلوگاهی که ممکن است زودتر از سنگآهن ظاهر شود
با وجود نگرانیها درباره آینده ذخایر سنگآهن، عسکرزاده معتقد است در کوتاهمدت و میانمدت، کمبود جدی ماده اولیه، اصلیترین تهدید زنجیره فولاد ایران نخواهد بود.
وی با اشاره به وابستگی بخش قابلتوجهی از زنجیره فولاد کشور به گاز طبیعی اظهار کرد: ساختار تولید فولاد ایران به گونهای است که گاز نقش مهمی در فرآیند احیا دارد. بنابراین با توجه به محدودیتهای موجود در تامین گاز و برق، ممکن است گلوگاه تولید پیش از رسیدن به مرحله کمبود سنگآهن، در بخش انرژی شکل بگیرد.
این موضوع در سالهای اخیر نیز خود را نشان داده و محدودیت تامین برق و گاز، بخشی از ظرفیت تولید صنایع فولادی را تحت تاثیر قرار داده است.
از این رو، به اعتقاد وی، برنامهریزی برای آینده فولاد باید همزمان سه محور اکتشاف و توسعه ذخایر، تامین مواد اولیه و ایجاد دسترسی پایدار به انرژی را دنبال کند.
همه مزیتهای فولاد قابل بازسازی نیست
عسکرزاده درباره امکان بازگرداندن مزیتهای رقابتی از دسترفته صنعت فولاد ایران نیز گفت باید میان مزیتهایی که در اختیار بنگاه قرار دارند و مزیتهایی که به عوامل بیرونی وابستهاند، تفاوت قائل شد.
به گفته وی، افزایش بهرهوری، ارتقای مدیریت، توسعه دانش فنی و حرکت به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بیشتر، از جمله مزیتهایی هستند که امکان ایجاد و تقویت آنها در داخل کشور وجود دارد.
وی افزود: توسعه تولید فولادهای آلیاژی، فولادهای خاص و محصولات با ارزش افزوده بالا میتواند یکی از مسیرهای آینده صنعت فولاد باشد، اما تحقق این هدف به یک عامل مهم دیگر یعنی بازار فروش وابسته است.
عسکرزاده توضیح داد که بسیاری از فولادهای خاص و آلیاژی، بازارهای مشخصی در کشورهای صنعتی دارند و محدودیت دسترسی ایران به این بازارها به دلیل تحریمها و شرایط سیاسی، توسعه این بخش را دشوار میکند.
بنابراین، همه مزیتهای رقابتی را نمیتوان صرفا با سرمایهگذاری یا تصمیم یک بنگاه ایجاد کرد و بخشی از آنها به شرایطی خارج از اختیار تولیدکنندگان وابسته است.
تحریمها چگونه هزینه تولید فولاد را افزایش میدهند؟
نایبرئیس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق ایران، فاصله فناوری را یکی از مهمترین چالشهای صنعت فولاد کشور دانست و گفت فناوری مورد استفاده در بخشهایی از صنعت فولاد ایران طی چند دهه اخیر متناسب با سرعت تحولات جهانی بهروز نشده است.
وی با اشاره به روند توسعه واحدهای فولادی در کشور اظهار کرد که بخش قابلتوجهی از این واحدها طی دو یا سه دهه گذشته با فناوریهایی ایجاد شدهاند که از نظر سطح فناوری تفاوت بنیادینی با برخی تجهیزات و فرآیندهای مورد استفاده امروز ندارند.
به گفته عسکرزاده، تحریمها نیز این فاصله را بیشتر کردهاند؛ زیرا دسترسی ایران به فناوریهای پیشرفته، تجهیزات تخصصی و فناوریهای موسوم به «هایتک» محدود شده است.
وی تاکید کرد اثر تحریمها تنها به حوزه فناوری محدود نمیشود و مشکلات فروش محصولات، محدودیت صادرات به برخی بازارهای مهم، دشواری قیمتگذاری رقابتی و دسترسی نداشتن به منابع مالی ارزان، از دیگر پیامدهای این شرایط برای صنعت فولاد است.
تامین مالی؛ مزیتی که فولاد ایران از آن محروم است
عسکرزاده با اشاره به شیوه تامین مالی صنایع سنگین در اقتصاد جهانی گفت بخش قابلتوجهی از مبادلات این صنایع از طریق ابزارهای اعتباری و روشهای جدید تامین مالی انجام میشود.
به گفته وی، در چنین ساختاری تولیدکننده میتواند مواد اولیه را با استفاده از اعتبار خریداری کند، فرآیند تولید را انجام دهد و محصول نهایی را نیز با سازوکارهای اعتباری به فروش برساند. در نتیجه، فشار نیاز به نقدینگی و سرمایه در گردش کاهش پیدا میکند.
اما تولیدکنندگان ایرانی به دلیل محدودیت ارتباط با شبکه مالی بینالمللی، در بسیاری از موارد مجبورند بخش بزرگتری از منابع مورد نیاز خود را به شکل نقدی تامین کنند. این مسئله هزینه تامین مالی را افزایش داده و یکی از مزیتهای مهم رقبای خارجی را در اختیار آنها قرار میدهد.
آینده فولاد فقط به میزان سنگآهن وابسته نیست
در نهایت، آینده صنعت فولاد ایران را نمیتوان تنها بر اساس حجم ذخایر سنگآهن کشور ارزیابی کرد. ایران از ظرفیت قابلتوجهی برای تامین ماده اولیه برخوردار است، اما استفاده از این ظرفیت به اقتصادی شدن استخراج، افزایش بهرهوری و فراهم شدن زیرساختهای لازم وابسته است.
در کنار اکتشاف و توسعه ذخایر جدید، تامین پایدار برق و گاز، دسترسی به فناوریهای روز، کاهش هزینههای تولید، اصلاح سازوکارهای تامین مالی و فراهم شدن امکان حضور موثرتر در بازارهای جهانی، از مهمترین الزامات تداوم رقابتپذیری فولاد ایران به شمار میروند.
به این ترتیب، چالش آینده زنجیره فولاد صرفا «پیدا کردن سنگآهن بیشتر» نیست؛ بلکه باید شرایطی ایجاد شود که تولیدکننده بتواند چه با ماده اولیه داخلی و چه با استفاده از واردات، محصولی با کیفیت و قیمت رقابتی تولید و در بازارهای جهانی عرضه کند. این هدف نیز بدون اصلاح همزمان در حوزه معدن، انرژی، فناوری، تامین مالی، تولید و بازار دستیافتنی نخواهد بود.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید